پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۷

چون ازآن موسم کز وگرددجهان را وقت خوش

و زگل ولاله شود پیر وجوان را وقت خوش

عامیان را وقت خوش (چون) شاهد گل رخ نمود

روی بنما تا شود مر عاشقان را وقت خوش

از سرود ورود اگر خوش دل شوند اصحاب لهو

جز بیادت کی شود صاحب دلان را وقت خوش

ورچه مرغ اندر قفس خوش نبود ازدیدار تو

در تن همچون قفس شد مرغ جان را وقت خوش

پای خواهم کوفت زین پس ازسماع نام دوست

برزمین زآن سان که گردد آسمان را وقت خوش

ازسر حال ار بجنباند سری درویش او

گردد از تأثیر آن کون و مکان را وقت خوش

بخت راگفتم مدد کن تا بگویم یک غزل

کز سماعش گردد این سرو روان را وقت خوش

کزلب شیرین او وز خنده چون شکرش

زاهدان رارو ترش شد عارفان را وقت خوش

عاشقان را شور حاصل شد چو جانان رقص کرد

آسمان زد چرخ وشد مر اختران را وقت خوش

سیف فرغانی زشعرت عامیان را بهره نیست

کی کند بانگ جرس مر کاروان را وقت خوش

گرچه استاد از کلام الله کند تعلیمشان

جز ببازی کی شود مر کودکان را وقت خوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۹زهی از جمال تو گشته جهان خوش
  2. شمارهٔ ۳۲۰زهی از زلف تو جان حلقه در گوش
  3. شمارهٔ ۳۲۱تا چه معنیست در آن روی جهان آرایش
  4. شمارهٔ ۳۲۲منم امروز دور از مشرب خویش
  5. شمارهٔ ۳۲۳سزد که صبر کنم بر فراق دلبر خویش
  6. شمارهٔ ۳۲۴ای مرا نادیده کرده عاشق دیدار خویش
  7. شمارهٔ ۳۲۵عشق تو در مخزن جانم نهاد اسرار خویش
  8. شمارهٔ ۳۲۶من ز عشق تو رستم از غم خویش
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.