پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۲

گر عیب کنی که زار می نالم

من زار ز عشق یار می نالم

بلبل چو بدید گل بنالد من

بی دلبر گل عذار می نالم

از عشق گل رخش بصد دستان

دلسوزتر از هزار می نالم

بی قامت همچو سرو او دایم

چون فاخته بر چنار می نالم

در چنگ فراق آهنین پنجه

باریک شدم چو تار می نالم

گرچه به نصیحتم خردمندان

گویند فغان مدار می نالم

چون دیگ پرآب بر سر آتش

می جوشم و زار زار می نالم

چون چنگ فغانم اختیاری نیست

از دست تو ای نگار می نالم

تا همچو نیم دهان نهی بر لب

دور از تو رباب وار می نالم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۴ای گنج غم نهاده بویرانه دلم
  2. شمارهٔ ۳۹۵گر دست دوست وار در آری بگردنم
  3. شمارهٔ ۳۹۶ای دوست‌تر از جانم زین بیش مرنجانم
  4. شمارهٔ ۳۹۷گر دست رسد روزی در پات سرافشانم
  5. شمارهٔ ۳۹۸گر از ره تو بود خاک را گهر دانم
  6. شمارهٔ ۳۹۹بی تو بحال عجب همی گذرانم
  7. شمارهٔ ۴۰۰مرا که روی (تو) باید بگلستان چه کنم
  8. شمارهٔ ۴۰۱بمهر و مه نگرم بی تو هر زمان چه کنم
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.