فهرست اشعار
- شمارهٔ ۴۲۱ از لطف وحسن یارم در جمع گل عذاران
- شمارهٔ ۴۲۲ ای کوی تو ز رویت بازار گل فروشان
- شمارهٔ ۴۲۳ خوبان رعیت اند وتویی پادشاهشان
- شمارهٔ ۴۲۴ دلهای عاشقان تو مشتی شکسته اند
- شمارهٔ ۴۲۵ ای مرغ صبح بشکن ناقوس پاسبانان
- شمارهٔ ۴۲۶ ای شاه حسنت را مدد از کبریای خویشتن
- شمارهٔ ۴۲۷ چو سعدی سیف فرغانی حدیث عشق با هرکس
- شمارهٔ ۴۲۸ هرگز گلی اندر جهان بی خار نتوان یافتن
- شمارهٔ ۴۲۹ طریق عشق جانان چیست در دریای خون رفتن
- شمارهٔ ۴۳۰ ما فتنه بر توایم و تویی فتنه بر سخن
- شمارهٔ ۴۳۱ ای شده لعل لب تو شکرافشان در سخن
- شمارهٔ ۴۳۲ ای لبت را خواص جان دادن
- شمارهٔ ۴۳۳ با سر زلف تو صعبست مسلمان بودن
- شمارهٔ ۴۳۴ در شهر بحسن تو رویی نتوان دیدن
- شمارهٔ ۴۳۵ همچون تو دلبری را از بی دلان بریدن
- شمارهٔ ۴۳۶ ای گشته طالع ازرخ تو آفتاب حسن
- شمارهٔ ۴۳۷ ای ایمن آفتاب رخت از زوال حسن
- شمارهٔ ۴۳۸ بگشای لب شیرین بازار شکر بشکن
- شمارهٔ ۴۳۹ ای دل ار جانان خوهی جان ترک کن
- شمارهٔ ۴۴۰ عشق را حمل بر مجاز مکن
- شمارهٔ ۴۴۱ ای پسر گر عاشقی دعوی ما ومن مکن
- شمارهٔ ۴۴۲ مرد محنت نیستی با عشق دمسازی مکن
- شمارهٔ ۴۴۳ بپوش آن رخ و دلربایی مکن
- شمارهٔ ۴۴۴ بخت و اقبال خوهی خدمت درویشان کن
- شمارهٔ ۴۴۵ ای شکرلب نظری سوی من مسکین کن
- شمارهٔ ۴۴۶ ای دل ای دل مهرآن مه ورز وایمان تازه کن
- شمارهٔ ۴۴۷ همه جان و دلست دلبر من
- شمارهٔ ۴۴۸ الا ای بچهره گلستان من
- شمارهٔ ۴۴۹ ای لب لعلت شکرستان من
- شمارهٔ ۴۵۰ ترا اگر چه فراغت بود ز یاری من
- شمارهٔ ۴۵۱ کجایی ای سر کوی تو از جهان بیرون
- شمارهٔ ۴۵۲ ایا چو فصل بهار از رخت جهان را زین
- شمارهٔ ۴۵۳ ای جمال تو رشک حورالعین
- شمارهٔ ۴۵۴ از تو تا کی حال ما باشد چنین
- شمارهٔ ۴۵۵ برنگ خود نیم زآن رو وزآن مو
- شمارهٔ ۴۵۶ من چو از جان شده ام عاشق آن روی نکو
- شمارهٔ ۴۵۷ مرا کرد بیچاره در کار او
- شمارهٔ ۴۵۸ مرغ دلم صید کرد غمزهٔ چون تیر او
- شمارهٔ ۴۵۹ چو هیچ می نکنی التفات با ما تو
- شمارهٔ ۴۶۰ کسی کو عشق بازد با رخ تو
- شمارهٔ ۴۶۱ عاشقم بر تو و بر صورت جان پرور تو
- شمارهٔ ۴۶۲ اَیا گرفته مه و آفتاب نور از تو
- شمارهٔ ۴۶۳ ای فغان بی دلان از چشم شوخ شنگ تو
- شمارهٔ ۴۶۴ خط نورست بر آن تخته پیشانی تو
- شمارهٔ ۴۶۵ ای مشک و عنبر شمه یی از بوی تو
- شمارهٔ ۴۶۶ شرم دارد آفتاب ازروی تو
- شمارهٔ ۴۶۷ ای زمان همچون مکان گشته حجاب روی تو
- شمارهٔ ۴۶۸ ای ز ماه و مهر برده گوی دعوی روی تو
- شمارهٔ ۴۶۹ بیناست چشم جان من از دیدن آن ماه رو
- شمارهٔ ۴۷۰ دلا با عشق کن پیمان و می رو
- شمارهٔ ۴۷۱ ای صبا قصه عشاق بر یار بگو
- شمارهٔ ۴۷۲ ای بگرد خرمن تو خوشه چین خورشید و ماه
- شمارهٔ ۴۷۳ ای که اندر چشم مستت فتنه دارد خوابگاه
- شمارهٔ ۴۷۴ ای مهر و مه رعیت و روی تو پادشاه
- شمارهٔ ۴۷۵ ای رقعه حسن را رخت شاه
- شمارهٔ ۴۷۶ چه دلبری که رخ تست در گلستان ماه
- شمارهٔ ۴۷۷ ای بزیر زلف تو سایه نشین خورشید و ماه
- شمارهٔ ۴۷۸ ای لطف تو بسی مرا کار ساخته
- شمارهٔ ۴۷۹ ای زمعنی مر ترا صورت چو جان آراسته
- شمارهٔ ۴۸۰ ای زروی خوب تو پشت زمین آراسته
متن اشعار به نقل از گنجور.