پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی

سیف فرغانی

غزلیات

۵۸۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۴۲۱ از لطف وحسن یارم در جمع گل عذاران
  2. شمارهٔ ۴۲۲ ای کوی تو ز رویت بازار گل فروشان
  3. شمارهٔ ۴۲۳ خوبان رعیت اند وتویی پادشاهشان
  4. شمارهٔ ۴۲۴ دلهای عاشقان تو مشتی شکسته اند
  5. شمارهٔ ۴۲۵ ای مرغ صبح بشکن ناقوس پاسبانان
  6. شمارهٔ ۴۲۶ ای شاه حسنت را مدد از کبریای خویشتن
  7. شمارهٔ ۴۲۷ چو سعدی سیف فرغانی حدیث عشق با هرکس
  8. شمارهٔ ۴۲۸ هرگز گلی اندر جهان بی خار نتوان یافتن
  9. شمارهٔ ۴۲۹ طریق عشق جانان چیست در دریای خون رفتن
  10. شمارهٔ ۴۳۰ ما فتنه بر توایم و تویی فتنه بر سخن
  11. شمارهٔ ۴۳۱ ای شده لعل لب تو شکرافشان در سخن
  12. شمارهٔ ۴۳۲ ای لبت را خواص جان دادن
  13. شمارهٔ ۴۳۳ با سر زلف تو صعبست مسلمان بودن
  14. شمارهٔ ۴۳۴ در شهر بحسن تو رویی نتوان دیدن
  15. شمارهٔ ۴۳۵ همچون تو دلبری را از بی دلان بریدن
  16. شمارهٔ ۴۳۶ ای گشته طالع ازرخ تو آفتاب حسن
  17. شمارهٔ ۴۳۷ ای ایمن آفتاب رخت از زوال حسن
  18. شمارهٔ ۴۳۸ بگشای لب شیرین بازار شکر بشکن
  19. شمارهٔ ۴۳۹ ای دل ار جانان خوهی جان ترک کن
  20. شمارهٔ ۴۴۰ عشق را حمل بر مجاز مکن
  21. شمارهٔ ۴۴۱ ای پسر گر عاشقی دعوی ما ومن مکن
  22. شمارهٔ ۴۴۲ مرد محنت نیستی با عشق دمسازی مکن
  23. شمارهٔ ۴۴۳ بپوش آن رخ و دلربایی مکن
  24. شمارهٔ ۴۴۴ بخت و اقبال خوهی خدمت درویشان کن
  25. شمارهٔ ۴۴۵ ای شکرلب نظری سوی من مسکین کن
  26. شمارهٔ ۴۴۶ ای دل ای دل مهرآن مه ورز وایمان تازه کن
  27. شمارهٔ ۴۴۷ همه جان و دلست دلبر من
  28. شمارهٔ ۴۴۸ الا ای بچهره گلستان من
  29. شمارهٔ ۴۴۹ ای لب لعلت شکرستان من
  30. شمارهٔ ۴۵۰ ترا اگر چه فراغت بود ز یاری من
  31. شمارهٔ ۴۵۱ کجایی ای سر کوی تو از جهان بیرون
  32. شمارهٔ ۴۵۲ ایا چو فصل بهار از رخت جهان را زین
  33. شمارهٔ ۴۵۳ ای جمال تو رشک حورالعین
  34. شمارهٔ ۴۵۴ از تو تا کی حال ما باشد چنین
  35. شمارهٔ ۴۵۵ برنگ خود نیم زآن رو وزآن مو
  36. شمارهٔ ۴۵۶ من چو از جان شده ام عاشق آن روی نکو
  37. شمارهٔ ۴۵۷ مرا کرد بیچاره در کار او
  38. شمارهٔ ۴۵۸ مرغ دلم صید کرد غمزهٔ چون تیر او
  39. شمارهٔ ۴۵۹ چو هیچ می نکنی التفات با ما تو
  40. شمارهٔ ۴۶۰ کسی کو عشق بازد با رخ تو
  41. شمارهٔ ۴۶۱ عاشقم بر تو و بر صورت جان پرور تو
  42. شمارهٔ ۴۶۲ اَیا گرفته مه و آفتاب نور از تو
  43. شمارهٔ ۴۶۳ ای فغان بی دلان از چشم شوخ شنگ تو
  44. شمارهٔ ۴۶۴ خط نورست بر آن تخته پیشانی تو
  45. شمارهٔ ۴۶۵ ای مشک و عنبر شمه یی از بوی تو
  46. شمارهٔ ۴۶۶ شرم دارد آفتاب ازروی تو
  47. شمارهٔ ۴۶۷ ای زمان همچون مکان گشته حجاب روی تو
  48. شمارهٔ ۴۶۸ ای ز ماه و مهر برده گوی دعوی روی تو
  49. شمارهٔ ۴۶۹ بیناست چشم جان من از دیدن آن ماه رو
  50. شمارهٔ ۴۷۰ دلا با عشق کن پیمان و می رو
  51. شمارهٔ ۴۷۱ ای صبا قصه عشاق بر یار بگو
  52. شمارهٔ ۴۷۲ ای بگرد خرمن تو خوشه چین خورشید و ماه
  53. شمارهٔ ۴۷۳ ای که اندر چشم مستت فتنه دارد خوابگاه
  54. شمارهٔ ۴۷۴ ای مهر و مه رعیت و روی تو پادشاه
  55. شمارهٔ ۴۷۵ ای رقعه حسن را رخت شاه
  56. شمارهٔ ۴۷۶ چه دلبری که رخ تست در گلستان ماه
  57. شمارهٔ ۴۷۷ ای بزیر زلف تو سایه نشین خورشید و ماه
  58. شمارهٔ ۴۷۸ ای لطف تو بسی مرا کار ساخته
  59. شمارهٔ ۴۷۹ ای زمعنی مر ترا صورت چو جان آراسته
  60. شمارهٔ ۴۸۰ ای زروی خوب تو پشت زمین آراسته

متن اشعار به نقل از گنجور.