پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۲

اَیا گرفته مه و آفتاب نور از تو

به مرگ حالم نزدیک گشت دور از تو

ز دیده و دل من ای همه به تو نگران

مپوش رو که دل و دیده راست نور از تو

بهشت بی تو مرا دوزخیست، از برمن

مرو که خانه بهشتیست پر ز حور ازتو

چو می روی همه در ماتمند عشاقت

بیا که ماتم عشاق هست سور ازتو

زفرقت تو ندانم که حال من چه شود

نه مایلی تو بمن نی منم صبور ازتو

اگرچه در طلب از ما فتورها باشد

تو منعمی نبود در عطا فتور ازتو

زحزن گر طرف دیگری بود هرگز

چه غمخورد چو دلی را بود سرور ازتو

بنفس مرده عشق تواند زنده دلان

بجان حیات پذیرند در قبور ازتو

بلطف خود مددش کن که سیف قرغانی

همی خوهد مدد اندر همه امور ازتو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۴خط نورست بر آن تخته پیشانی تو
  2. شمارهٔ ۴۶۵ای مشک و عنبر شمه یی از بوی تو
  3. شمارهٔ ۴۶۶شرم دارد آفتاب ازروی تو
  4. شمارهٔ ۴۶۷ای زمان همچون مکان گشته حجاب روی تو
  5. شمارهٔ ۴۶۸ای ز ماه و مهر برده گوی دعوی روی تو
  6. شمارهٔ ۴۶۹بیناست چشم جان من از دیدن آن ماه رو
  7. شمارهٔ ۴۷۰دلا با عشق کن پیمان و می رو
  8. شمارهٔ ۴۷۱ای صبا قصه عشاق بر یار بگو
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.