پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۸

ای ز ماه و مهر برده گوی دعوی روی تو

صورت خورشید و مه را هست معنی روی تو

گر هزاران آفتاب و مه بود در آسمان

من نپندارم زمین روشن شود بی روی تو

ذره‌ها خورشید گردند ار در ایشان بنگرد

آفتاب آسمان حسن، یعنی روی تو

گر بکاری در بباید مرد، باری کار عشق

ور برویی دل بباید داد، باری روی تو

درمیان عاشقان شیداتر از مجنون شدی

گر بدیدی همچو من ناگاه لیلی روی تو

عاشق از خود رفت چون در داد حسنت جام عشق

کوه از جا شد چو آمد در تجلی روی تو

زاهدان حور و قصور و عابدان حلوا و مرغ

آرزو دارند و عاشق را تمنی روی تو

تا حجاب هستی ما پرده باشد درمیان

نی قفای خویشتن بیند کسی نی روی تو

همچو (کافر) ترک باید کرد دین در راه عشق

گر به ترک دین دهد ای دوست فتوی روی تو

دل ز هر چیزی که بگشاید و زو جان خوش شود

چشم عاشق بست و گفت اینست تقوی روی تو

جنت دیدار دارد سیف فرغانی به نقد

گر میسر گرددش در ملک دنیا روی تو

روی تو فردوس اعلی را طراوت می‌دهد

ای نهان از دیده اصحاب دعوی روی تو

در شگفتم تا چو سعدی عارفی چون گویدت

کای طراوت برده از فردوس اعلی روی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۰دلا با عشق کن پیمان و می رو
  2. شمارهٔ ۴۷۱ای صبا قصه عشاق بر یار بگو
  3. شمارهٔ ۴۷۲ای بگرد خرمن تو خوشه چین خورشید و ماه
  4. شمارهٔ ۴۷۳ای که اندر چشم مستت فتنه دارد خوابگاه
  5. شمارهٔ ۴۷۴ای مهر و مه رعیت و روی تو پادشاه
  6. شمارهٔ ۴۷۵ای رقعه حسن را رخت شاه
  7. شمارهٔ ۴۷۶چه دلبری که رخ تست در گلستان ماه
  8. شمارهٔ ۴۷۷ای بزیر زلف تو سایه نشین خورشید و ماه
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.