پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۵

ای مشک و عنبر شمه یی از بوی تو

مه پرتوی از آفتاب روی تو

گل را برخسار تو نسبت می کنند

رنگش خوش است اما ندارد بوی تو

در عشق بازی از تو چون من بیدقی

شه می خوهد یعنی رخ نیکوی تو

ما تشنگان را سیل غم از سر گذشت

ای آب حیوان قطره یی از جوی تو

بر خاک هر در آب رو بفروختم

تا نان خرم بهر سگان کوی تو

بالای تو ای شاخ طوبی زو خجل

سرو (و)، بنفشه ترک شد از موی تو

دیوانه زنجیر دار دل نگر

اندر کشاکش مانده با گیسوی تو

چشم تو کیش تیر مژگان پوشد

گرچه کمان دارست از ابروی تو

آن تیرها یک یک بلحظ جان شکر

می افگند گه سوی من گه سوی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۷ای زمان همچون مکان گشته حجاب روی تو
  2. شمارهٔ ۴۶۸ای ز ماه و مهر برده گوی دعوی روی تو
  3. شمارهٔ ۴۶۹بیناست چشم جان من از دیدن آن ماه رو
  4. شمارهٔ ۴۷۰دلا با عشق کن پیمان و می رو
  5. شمارهٔ ۴۷۱ای صبا قصه عشاق بر یار بگو
  6. شمارهٔ ۴۷۲ای بگرد خرمن تو خوشه چین خورشید و ماه
  7. شمارهٔ ۴۷۳ای که اندر چشم مستت فتنه دارد خوابگاه
  8. شمارهٔ ۴۷۴ای مهر و مه رعیت و روی تو پادشاه
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.