پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۰

عشق را حمل بر مجاز مکن

جان ده ار عاشقی وناز مکن

با خودی گرد کوی عشق مگرد

مؤمنی بی وضو نماز مکن

دست باخود بکار دوست مبر

بسوی قبله پا دراز مکن

با چنین رو بگرد کعبه مگرد

جامه کعبه و نماز مکن

چون دلت نیست محرم توحید

سفر کعبه و حجاز مکن

از پی تن قبای ناز مدوز

مرده راجز کفن جهاز مکن

قدمت در مقام محمودیست

خویشتن بنده ایاز مکن

راز در دل چو دانه در پنبه است

همچو حلاج کشف راز مکن

بنسیمی که بر دهانت وزد

لب خود همچو غنچه بازمکن

بازکن چشم تا ببینی دوست

چون بدیدی دگر فراز مکن

تا توانی چو سیف فرغانی

عشق را حمل بر مجاز مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۲مرد محنت نیستی با عشق دمسازی مکن
  2. شمارهٔ ۴۴۳بپوش آن رخ و دلربایی مکن
  3. شمارهٔ ۴۴۴بخت و اقبال خوهی خدمت درویشان کن
  4. شمارهٔ ۴۴۵ای شکرلب نظری سوی من مسکین کن
  5. شمارهٔ ۴۴۶ای دل ای دل مهرآن مه ورز وایمان تازه کن
  6. شمارهٔ ۴۴۷همه جان و دلست دلبر من
  7. شمارهٔ ۴۴۸الا ای بچهره گلستان من
  8. شمارهٔ ۴۴۹ای لب لعلت شکرستان من
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.