پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۹

طریق عشق جانان چیست در دریای خون رفتن

مدان آسان که دشوارست ره بی رهنمون رفتن

گرت همت بدون او فرو آمد برو منشین

که راه عشق نتوانی بهمتهای دون رفتن

نیایی در ره مردان مگر کز خود برون آیی

وگر همت شود مرکب توان از خود برون رفتن

اگر اندیشه هر کس برون آری ز دل زآن پس

همه کس را چو اندیشه توانی در درون رفتن

براه آنگه رود مرکب که گیرند از وی اشکالش

زخود اشکال برگیری نیامد زین حرون رفتن

اگر چون خاک ره خود را بزیر پای سیر آری

توانی بر هوا آنگه چو چرخ آبگون رفتن

زبهر بار عشق اوتو خود را گاو گردون کن

که بی این نردبان نتوان برین گردون دون رفتن

نگویم بعد ازین کز خود چو موی از پوست بیرون آ

که این دشوار و آسانست اندر رگ چو خون رفتن

ور این حالت میسر شد بیاسا سیف فرغانی

که رنج مرکب و مردست از منزل فزون رفتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۱ای شده لعل لب تو شکرافشان در سخن
  2. شمارهٔ ۴۳۲ای لبت را خواص جان دادن
  3. شمارهٔ ۴۳۳با سر زلف تو صعبست مسلمان بودن
  4. شمارهٔ ۴۳۴در شهر بحسن تو رویی نتوان دیدن
  5. شمارهٔ ۴۳۵همچون تو دلبری را از بی دلان بریدن
  6. شمارهٔ ۴۳۶ای گشته طالع ازرخ تو آفتاب حسن
  7. شمارهٔ ۴۳۷ای ایمن آفتاب رخت از زوال حسن
  8. شمارهٔ ۴۳۸بگشای لب شیرین بازار شکر بشکن
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.