پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۶

ای گشته طالع ازرخ تو آفتاب حسن

دایم فروغ آتش رویت زآب حسن

دیدم رخ چو آتشت ای دوست چشمه ییست

هم آب لطف در وی وهم آفتاب حسن

گاهی رخت خراج ستاند زماه وگاه

خورشید را زکات دهد از نصاب حسن

هر صبحدم رخ تو بمفتاح نور خویش

بر روی آفتاب کند فتح باب حسن

خورشید آسمان جمالی وازتو هست

طالع مه ملاحت وثاقب شهاب حسن

مه کز رخت شود شب انجم نمای را

ذره چو آفتاب بود در حساب حسن

با سایه ذره اگر هم عنان شود

باآفتاب پای نهد در رکاب حسن

با روی چون بهشت پر از نور تا ابد

مانند حور ایمنی از انقلاب حسن

بر آسمان صورتت ای ماه نیکوان

استاره ایمنست بروز ازذهاب حسن

مارا غذا برآن لب شیرین حواله کن

زیرا زلطف حاشیه دارد کتاب حسن

با دو حجاب سیف نبینی جمال دوست

تو در حجاب عشقی واو در حجاب حسن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۸بگشای لب شیرین بازار شکر بشکن
  2. شمارهٔ ۴۳۹ای دل ار جانان خوهی جان ترک کن
  3. شمارهٔ ۴۴۰عشق را حمل بر مجاز مکن
  4. شمارهٔ ۴۴۱ای پسر گر عاشقی دعوی ما ومن مکن
  5. شمارهٔ ۴۴۲مرد محنت نیستی با عشق دمسازی مکن
  6. شمارهٔ ۴۴۳بپوش آن رخ و دلربایی مکن
  7. شمارهٔ ۴۴۴بخت و اقبال خوهی خدمت درویشان کن
  8. شمارهٔ ۴۴۵ای شکرلب نظری سوی من مسکین کن
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.