پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۵

ای مرغ صبح بشکن ناقوس پاسبانان

تا من دمی برآرم اندر کنار جانان

در خواب کن زمانی آسودگان شب را

کآن ماه رو نترسد زآواز صبح خوانان

ای کاشکی رقیبان دانند قیمت تو

گل را چه قدر باشد در دست باغبانان

کار رقیب مسکین خود بیش ازین چه باشد

کز گله گرگ راند همچو سگ شبانان

در عشق صبر باید تا وصل رو نماید

اینجا بکار ناید تدبیر کاردانان

پیران کار دیده گفتند راست ناید

پیراهن تعشق جز بر تن جوانان

لب بر لب چو شکر آن را شود میسر

کو چون مگس نترسد از آستین فشانان

رفت از جفای خصمان سرگشته گرد عالم

آن کو بگرد کویت می گشت شعرخوانان

زافغان سیف ای جان شبها میان کویت

خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۷چو سعدی سیف فرغانی حدیث عشق با هرکس
  2. شمارهٔ ۴۲۸هرگز گلی اندر جهان بی خار نتوان یافتن
  3. شمارهٔ ۴۲۹طریق عشق جانان چیست در دریای خون رفتن
  4. شمارهٔ ۴۳۰ما فتنه بر توایم و تویی فتنه بر سخن
  5. شمارهٔ ۴۳۱ای شده لعل لب تو شکرافشان در سخن
  6. شمارهٔ ۴۳۲ای لبت را خواص جان دادن
  7. شمارهٔ ۴۳۳با سر زلف تو صعبست مسلمان بودن
  8. شمارهٔ ۴۳۴در شهر بحسن تو رویی نتوان دیدن
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.