پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی

سیف فرغانی

غزلیات

۵۸۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۴۸۱ بگشادی رو که رنگی بستست بر رخ تو
  2. شمارهٔ ۴۸۲ ای پسته دهانت نرخ شکر شکسته
  3. شمارهٔ ۴۸۳ ای همچو من بسی را عشق تو زار کشته
  4. شمارهٔ ۴۸۴ زهی صیت حسن تو عالم گرفته
  5. شمارهٔ ۴۸۵ بدیدم بر در یار ایستاده
  6. شمارهٔ ۴۸۶ مرا زعشق تو باریست بر دل افتاده
  7. شمارهٔ ۴۸۷ ای در سخن دهانت تنگ شکر گشاده
  8. شمارهٔ ۴۸۸ ای در لب لعل تو شکر تعبیه کرده
  9. شمارهٔ ۴۸۹ ایا رخت زگریبان قمر برآورده
  10. شمارهٔ ۴۹۰ ای ازلب تو مجلس ما پر شکر شده
  11. شمارهٔ ۴۹۱ نبات خطت گرد لب رسته چیست
  12. شمارهٔ ۴۹۲ ای خرد با عشق تو تنگ آمده
  13. شمارهٔ ۴۹۳ تویی از اهل معنی بازمانده
  14. شمارهٔ ۴۹۴ شکر لبی که مرا جان دهد بهر خنده
  15. شمارهٔ ۴۹۵ خداوندا نگارم را بمن ده
  16. شمارهٔ ۴۹۶ تو می روی و مرا نقش تست در دیده
  17. شمارهٔ ۴۹۷ ای نکو رو مشو از اهل نظر پوشیده
  18. شمارهٔ ۴۹۸ ای چو جان صورت خود را ز نظر پوشیده
  19. شمارهٔ ۴۹۹ ای بنور رخ تو روی قمر پوشیده
  20. شمارهٔ ۵۰۰ ای پیشِ تو ماه آسمان خیره
  21. شمارهٔ ۵۰۱ ای دل تنگ مرا از غم تو جان تازه
  22. شمارهٔ ۵۰۲ تا نمودی روی و دیدم گرد چشمت آن مژه
  23. شمارهٔ ۵۰۳ از پسته تنگ خود آن یار شکر بوسه
  24. شمارهٔ ۵۰۴ چو کرد زلف تو پیرامن قمر حلقه
  25. شمارهٔ ۵۰۵ چو نیست غیر تو کس آفتاب با سایه
  26. شمارهٔ ۵۰۶ ای عشق تو داده روح را می
  27. شمارهٔ ۵۰۷ به خود نظر کن اگر می‌خوهی که جان بینی
  28. شمارهٔ ۵۰۸ تا بعقل ورای خود در راه تو ننهیم پای
  29. شمارهٔ ۵۰۹ ایا خلاصه خوبان کراست درهمه دنیی
  30. شمارهٔ ۵۱۰ ای توانگر درِ خود بر من مسکین بگشای
  31. شمارهٔ ۵۱۱ ای به کویت عاشقان را نور رویت رهنمای
  32. شمارهٔ ۵۱۲ دوست جز دل نمی پذیرد جای
  33. شمارهٔ ۵۱۳ ای سازگار با همه با من نساختی
  34. شمارهٔ ۵۱۴ ای در سر من از لب میگون تو مستی
  35. شمارهٔ ۵۱۵ ای همه هستی مبر در خود گمان نیستی
  36. شمارهٔ ۵۱۶ ای که با من مهربان صد کینه در دل داشتی
  37. شمارهٔ ۵۱۷ دلستانا از جهان رسم وفا برداشتی
  38. شمارهٔ ۵۱۸ ای رفته دور از برما چون نیامدی
  39. شمارهٔ ۵۱۹ بچشم مست خود آن را که کرده ای نظری
  40. شمارهٔ ۵۲۰ ای رخ تو شاه ملک دلبری
  41. شمارهٔ ۵۲۱ عشق اسلامست و دیگر کافری
  42. شمارهٔ ۵۲۲ بکرشمه اگر از عاشق خود جان ببری
  43. شمارهٔ ۵۲۳ ای بلبل جانم (را) از روی تو گلزاری
  44. شمارهٔ ۵۲۴ ای زآفتاب رویت مه برده شرمساری
  45. شمارهٔ ۵۲۵ ز بار عشق توام طالب سبکساری
  46. شمارهٔ ۵۲۶ تویی سلطانِ مُلکِ حُسن و چون من صد گدا داری
  47. شمارهٔ ۵۲۷ مرا گفت دل چون چنین یار داری
  48. شمارهٔ ۵۲۸ ای که از سیم خام تن داری
  49. شمارهٔ ۵۲۹ تویی که عارض رخسار دلستان داری
  50. شمارهٔ ۵۳۰ از آن شکر که تو در پسته دهان داری
  51. شمارهٔ ۵۳۱ روی پنهان کن که آرام دل از من می‌بری
  52. شمارهٔ ۵۳۲ جانا به یک کرشمه دل و جان همی بری
  53. شمارهٔ ۵۳۳ دلبرا حسن رخت می ندهد دستوری
  54. شمارهٔ ۵۳۴ دلبرا حسن رخت می ندهد دستوری
  55. شمارهٔ ۵۳۵ ای جهان ازتو مزین چو بهشت از حوری
  56. شمارهٔ ۵۳۶ اگر چو خسرو و خاقان سزای تاج و سریری
  57. شمارهٔ ۵۳۷ بهار آمد و گویی که باد نوروزی
  58. شمارهٔ ۵۳۸ اگر فراق تو زین سان اثر کند روزی
  59. شمارهٔ ۵۳۹ هم دلبر من با من دلدار شود روزی
  60. شمارهٔ ۵۴۰ چو شود کز سر جرمم به کَرَم برخیزی؟

متن اشعار به نقل از گنجور.