پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۰

ای پیشِ تو ماه آسمان خیره

وز روی تو آبِ روشنان تیره

در چشمِ تو روی مردمی پیدا

در روی تو چشمِ مردمان خیره

بر دُرج دُرت ز لعل پیرایه

بر طرفِ مهت ز مُشک زنجیره

با چشمِ تو نرگس است همخوابه

با لعلِ تو شکّر است همشیره

همواره درونِ من بتو مایل

پیوسته رقیبِ تو ز من طیره

شیرین سخنِ تو تلخ شد با ما

آری بمرور می‌شود شیره

سیف از درِ تو شکسته بازآمد

چون لشکرِ کافر از دَرِ بیره

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۲تا نمودی روی و دیدم گرد چشمت آن مژه
  2. شمارهٔ ۵۰۳از پسته تنگ خود آن یار شکر بوسه
  3. شمارهٔ ۵۰۴چو کرد زلف تو پیرامن قمر حلقه
  4. شمارهٔ ۵۰۵چو نیست غیر تو کس آفتاب با سایه
  5. شمارهٔ ۵۰۶ای عشق تو داده روح را می
  6. شمارهٔ ۵۰۷به خود نظر کن اگر می‌خوهی که جان بینی
  7. شمارهٔ ۵۰۸تا بعقل ورای خود در راه تو ننهیم پای
  8. شمارهٔ ۵۰۹ایا خلاصه خوبان کراست درهمه دنیی
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.