پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۸

ای در لب لعل تو شکر تعبیه کرده

خوشتر ز شکر چیز دگر تعبیه کرده

گه خنده شیرین تو گاهی سخن تو

در پسته تنگ تو شکر تعبیه کرده

با جوهر عشق تو دل سوخته من

خاکیست در اجزاش گهر تعبیه کرده

بر چهره زردم ز غمت اشک روانم

آبیست درو خون جگر تعبیه کرده

با شعر چو سیماب روان گوهر نفسم

مسیست درو مهر تو زر تعبیه کرده

نادیده رخ خوب تو در وصف تو ما را

در ضمن معانیست صور تعبیه کرده

ای عین خود از چشم نهان کرده و خود را

در باطن اعیان باثر تعبیه کرده

رویت که نخستین اثرش صبح وجودست

یک لمعه خود در مه و خور تعبیه کرده

آن سرمه که عشاق بدان روی تو بینند

سودای تو در عین بصر تعبیه کرده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۰ای ازلب تو مجلس ما پر شکر شده
  2. شمارهٔ ۴۹۱نبات خطت گرد لب رسته چیست
  3. شمارهٔ ۴۹۲ای خرد با عشق تو تنگ آمده
  4. شمارهٔ ۴۹۳تویی از اهل معنی بازمانده
  5. شمارهٔ ۴۹۴شکر لبی که مرا جان دهد بهر خنده
  6. شمارهٔ ۴۹۵خداوندا نگارم را بمن ده
  7. شمارهٔ ۴۹۶تو می روی و مرا نقش تست در دیده
  8. شمارهٔ ۴۹۷ای نکو رو مشو از اهل نظر پوشیده
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.