پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۳

تویی از اهل معنی بازمانده

چنین از دین به دنیی بازمانده

بدین صورت که جانی نیست دروی

مدام از راه معنی بازمانده

زمعنی بی خبر چون اهل صورت

چرایی ای به دعوی بازمانده

از آن دلبر که شیرین‌تر زجانست

چو مجنونی ز لیلی بازمانده

زیارانی که از تو پیش رفتند

بران تا بگذری ای بازمانده

چو طور از نور رویش بهره دارد

چرایی از تجلی بازمانده

چو پر همتت کنده است از آنی

از آن درگاه اعلی بازمانده

میان اینچنین دجال فعلان

تو چون مریم زعیسی بازمانده

زیاران سیف فرغانی درین ره

چو هارونی زموسی بازمانده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۵خداوندا نگارم را بمن ده
  2. شمارهٔ ۴۹۶تو می روی و مرا نقش تست در دیده
  3. شمارهٔ ۴۹۷ای نکو رو مشو از اهل نظر پوشیده
  4. شمارهٔ ۴۹۸ای چو جان صورت خود را ز نظر پوشیده
  5. شمارهٔ ۴۹۹ای بنور رخ تو روی قمر پوشیده
  6. شمارهٔ ۵۰۰ای پیشِ تو ماه آسمان خیره
  7. شمارهٔ ۵۰۱ای دل تنگ مرا از غم تو جان تازه
  8. شمارهٔ ۵۰۲تا نمودی روی و دیدم گرد چشمت آن مژه
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.