پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۲

ای خرد با عشق تو تنگ آمده

حسن با روی تو همرنگ آمده

با تو جانی هست از معنیِ حُسن

قالب صورت بر او تنگ آمده

بر طرب رود جمالت حسن و لطف

چون دو صوت اندر یک آهنگ آمده

لعل میگونت که جان مست وی است

شیشه‌های توبه را سنگ آمده

بر تنِ چون عود از دستِ غمت

هر رگی در ناله چون چنگ آمده

با تو نامِ ما ز ما برخاسته

ای مرا بی تو ز من ننگ آمده

در رهِ عشقت که منزل جز تو نیست

هر دو عالم چون دو فرسنگ آمده

سیف فرغانی ترا در کوی دوست

بار افتادست و خر لنگ آمده

در ره وصفش جهانی رفته‌اند

لیک کس نبوَد برین تنگ آمده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۴شکر لبی که مرا جان دهد بهر خنده
  2. شمارهٔ ۴۹۵خداوندا نگارم را بمن ده
  3. شمارهٔ ۴۹۶تو می روی و مرا نقش تست در دیده
  4. شمارهٔ ۴۹۷ای نکو رو مشو از اهل نظر پوشیده
  5. شمارهٔ ۴۹۸ای چو جان صورت خود را ز نظر پوشیده
  6. شمارهٔ ۴۹۹ای بنور رخ تو روی قمر پوشیده
  7. شمارهٔ ۵۰۰ای پیشِ تو ماه آسمان خیره
  8. شمارهٔ ۵۰۱ای دل تنگ مرا از غم تو جان تازه
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.