پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۴

بخت من از تست شور ای بت شیرین دهن

تنگ شکر برگشا تلخ مکن کام من

ای لب لعل ترا تنگ شکر بار گیر

وی سر زلف ترا مشک ختن در شکن

گر تو ببزم طرب جام بری پیش لب

باده بنوشی برطل نقل بریزی بمن

بر اثر تلخ می مست ترش روی را

جرعه شیرین دهد پسته شور از دهن

دست تو چون تاب داد زلف رسن پیچ را

بر دل تنگم فتاد بار غمت زآن رسن

فاخته گر در چمن ذکر تو گوید بصوت

شاخ شود پای کوب برگ شود دست زن

سرو درآید برقص نعره زند عندلیب

غنچه کند جیب چاک گل بدرد پیرهن

بلبل عاشق شود همچو زلیخا بصدق

یوسف گل را که یافت شاهی مصر چمن

سیف اگر بشنود این غزل اندر سماع

گر بود از شوق تو مرده بدرد کفن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۶ای از خمار چشم تو آشوب در جهان
  2. شمارهٔ ۴۱۷ایا عشقت گرفته عالم جان
  3. شمارهٔ ۴۱۸من از خدای جهان عمر می‌خواهم چندان
  4. شمارهٔ ۴۱۹ای غمت هم‌نشین بیداران
  5. شمارهٔ ۴۲۰ای گلستان شکفته بنسیم وباران
  6. شمارهٔ ۴۲۱از لطف وحسن یارم در جمع گل عذاران
  7. شمارهٔ ۴۲۲ای کوی تو ز رویت بازار گل فروشان
  8. شمارهٔ ۴۲۳خوبان رعیت اند وتویی پادشاهشان
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.