پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۹

ای گشته نهان از من پیدات همی جویم

جای تو نمیدانم هرجات همی جویم

برمن چوشوی پیدا من درتو شوم پنهان

از من چوشوی پنهان پیدات همی جویم

اندر سر هر مویی از تو طلبم رویی

هرچند نیم زیبا زیباست همی جویم

چون تو بدلی نزدیک ازچه زتو من دورم

هر جا که رود این دل آنجات همی جویم

زآن پای تو می بوسم کآنجاست سر زلفت

یعنی سرزلفت را در پات همی جویم

هرچند تو پیدایی چون روز مرا در دل

من شمع بدست دل شبهات همی جویم

با دینی و با عقبی وصل تو نیابد سیف

دل ازهمه برکندم یکتات همی جویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۱آن دوست که ما ازآن اوییم
  2. شمارهٔ ۴۱۲ای باغ نیکویی گل روی تو را چمن
  3. شمارهٔ ۴۱۳ای چشم من از رخ تو روشن
  4. شمارهٔ ۴۱۴بخت من از تست شور ای بت شیرین دهن
  5. شمارهٔ ۴۱۵ای از چو تو شیرین لبی صد شور در هر انجمن
  6. شمارهٔ ۴۱۶ای از خمار چشم تو آشوب در جهان
  7. شمارهٔ ۴۱۷ایا عشقت گرفته عالم جان
  8. شمارهٔ ۴۱۸من از خدای جهان عمر می‌خواهم چندان
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.