پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۲

ای باغ نیکویی گل روی تو را چمن

گل در چمن دریده ز شوق تو پیرهن

زنده‌دل است مردهٔ عشق تو در لحد

جان‌پرور است کشتهٔ تیغ تو در کفن

ما بی‌تو همچو مرغ به دام اندریم و تو

در باغ می‌خرام چو طاووس در چمن

در زیر پایت از عرق روی خوب خویش

نسرین گلاب ریخته بر برگ نسترن

خوی بر رخ تو ای گل از اندام تو خجل

گویی که قطره‌های گلاب است بر سمن

خوبان روزگار به پیش تو ای نگار

چون اَنجُمند پیش مه ای بَدرِ انجمن

ریحان چو بیخ خود به زمین سر فرو برد

فردا که تو بنفشه برآری ز یاسمن

گر بوسه‌ای از آن لب میگون رسد به سیف

مست از نشاط رقص کند روح در بدن

وصل من و تو دیر میسر شود از آنک

هرجا تو آمدی بروم من ز خویشتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۴بخت من از تست شور ای بت شیرین دهن
  2. شمارهٔ ۴۱۵ای از چو تو شیرین لبی صد شور در هر انجمن
  3. شمارهٔ ۴۱۶ای از خمار چشم تو آشوب در جهان
  4. شمارهٔ ۴۱۷ایا عشقت گرفته عالم جان
  5. شمارهٔ ۴۱۸من از خدای جهان عمر می‌خواهم چندان
  6. شمارهٔ ۴۱۹ای غمت هم‌نشین بیداران
  7. شمارهٔ ۴۲۰ای گلستان شکفته بنسیم وباران
  8. شمارهٔ ۴۲۱از لطف وحسن یارم در جمع گل عذاران
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.