پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۸

چو روی تو گل رنگین ندیدم

ترا چون گل وفا آیین ندیدم

من اندر مرکز رخسار خوبان

چو خالت نقطه مشکین ندیدم

ندیدم چون تو کس یا کس چو تو نیست

ز مشغولی بمه پروین ندیدم

چو تو ای بت رخت را سجده کرده

بت سنگین دل سیمین ندیدم

برآرم نعره عشقت چو فرهاد

که چون تو خسرو شیرین ندیدم

چو تو در روم نبود دلستانی

نه اندر چین ولی من چین ندیدم

بسوی سیف فرغانی نظر کن

که چون او عاشق مسکین ندیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۰باز بر لوح ضمیر از وصف روی دلبرم
  2. شمارهٔ ۳۷۱بیک نظر دل خلقی همی برد یارم
  3. شمارهٔ ۳۷۲مدتی شد که من از عشق تو سودا دارم
  4. شمارهٔ ۳۷۳نگارا با رخ خوبت نه من تنها هوس دارم
  5. شمارهٔ ۳۷۴من تحفه از دل می‌کنم نزدیک جانان می‌برم
  6. شمارهٔ ۳۷۵گر کسی را حسد آید که تو را می‌نگرم
  7. شمارهٔ ۳۷۶تا نقش تو هست در ضمیرم
  8. شمارهٔ ۳۷۷ای غم تو روغن چراغ ضمیرم
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.