فهرست اشعار
- شمارهٔ ۲۴۱ - در مدح اقضیالقضاة علی و آمدن به عیادت خاقانی بخ بخ ار فاروق ثانی را کنم مدحت به جان
- شمارهٔ ۲۴۲ آرزو بود نعمتم لیکن
- شمارهٔ ۲۴۳ - در مرثیهٔ رشید الدین فرزند خود پسر داشتم چون بلند آفتابی
- شمارهٔ ۲۴۴ از عزیزان سؤال دل کردم
- شمارهٔ ۲۴۵ - در مرثیهٔ جمال الدین اصفهانی وزیر صاحب موصل و وحید الدین عموی خود جمال شاه سخا بود و بود تاج سرم
- شمارهٔ ۲۴۶ آن به من میرسد ز سختی و رنج
- شمارهٔ ۲۴۷ - در مرثیهٔ عمدة الدین محمد بن اسعد از ائمهٔ شافعیه در دهر سیه سپیدم افکند
- شمارهٔ ۲۴۸ - در مرثیهٔ عمدة الدین فرزند بمرد و مقتدا هم
- شمارهٔ ۲۴۹ برد بیرون مرا ز ظلمت شک
- شمارهٔ ۲۵۰ دلی داشتم وقتی، اکنون ندارم
- شمارهٔ ۲۵۱ غم عمری که شد چرا نخورم
- شمارهٔ ۲۵۲ - در شکر ایادی و انعام رئیس شمس الدین والی ارجیش رفیقا شناسی که من ز اهل شروان
- شمارهٔ ۲۵۳ نه سیل است طوفان نوح است ویحک
- شمارهٔ ۲۵۴ فلک خاک در میر است و من هم
- شمارهٔ ۲۵۵ - در طیبت من این دو لفظ مثل سازم از کلام عوام
- شمارهٔ ۲۵۶ - در مرثیهٔ عماد الدین با دلم چشم از نهان میگفت کز مرگ عماد
- شمارهٔ ۲۵۷ منم که یک رگ جانم هزار بازوی خون راند
- شمارهٔ ۲۵۸ چون جاه پدید آرد دشمن که بد اندیشد
- شمارهٔ ۲۵۹ خواجه بد گویدم معاذالله
- شمارهٔ ۲۶۰ من که خاقانیم به هیچ بدی
- شمارهٔ ۲۶۱ - در مرثیهٔ اهل بیت خود بر درد دل دوا چه بود تا من آن کنم
- شمارهٔ ۲۶۲ هست او سیاه چرده و من هم سپید سر
- شمارهٔ ۲۶۳ آنچه افتاد چند بار مرا
- شمارهٔ ۲۶۴ به خدائی که در خدائی او
- شمارهٔ ۲۶۵ منکوب طبعم آوخ و منکوس طالعم
- شمارهٔ ۲۶۶ - در شکر انعام رئیس شمس الدین دی فرد و خفته بخت سوی ارمن آمدم
- شمارهٔ ۲۶۷ خاقانیا نجات مخواه و شفا مبین
- شمارهٔ ۲۶۸ - در هجو رشید وطواط این غَر غَرچه جغد دمن است
- شمارهٔ ۲۶۹ چشم خونین همه شب قامت شب پیمایم
- شمارهٔ ۲۷۰ خواجه بر من درِ نیکی دربست
- شمارهٔ ۲۷۱ کو نُزل عاشقان که به منزل رسیدهایم
- شمارهٔ ۲۷۲ ز کام نهنگان برون آمدیم
- شمارهٔ ۲۷۳ وقت آن است کز این دار فنا درگذریم
- شمارهٔ ۲۷۴ در دو عالم کار ما داریم کز غم فارغیم
- شمارهٔ ۲۷۵ تا حضرت عشق را ندیمیم
- شمارهٔ ۲۷۶ - در موعظه هر که را من به مهر خواندم دوست
- شمارهٔ ۲۷۷ بر اصفهان گذشتن من بود یک زمان
- شمارهٔ ۲۷۸ - در مدح عزالدین ابو عمران دبیران را منم استاد و میران را منم قُدوه
- شمارهٔ ۲۷۹ یک روز بپرسید منوچهر ز سالار
- شمارهٔ ۲۸۰ ز آل غانم اگرچه نفعی نیست
- شمارهٔ ۲۸۱ از کمال توست خاقانی نه از نقصان که دهر
- شمارهٔ ۲۸۲ منم سرآمد دوران که طبع من داند
- شمارهٔ ۲۸۳ یارب ز حال محنت خاقانی آگهی
- شمارهٔ ۲۸۴ خیره کشا، بد کنشا، ظالما!
- شمارهٔ ۲۸۵ تا ز شروان دورم اعدا راست آسایش چنانک
- شمارهٔ ۲۸۶ شب رحیل چو کردم وداع شروان را
- شمارهٔ ۲۸۷ منم که همچو کمان دستمال ترکانم
- شمارهٔ ۲۸۸ کمین گشادن دهر و کمان کشیدن چرخ
- شمارهٔ ۲۸۹ - در هجو قسم تو ریاست از ریاست
- شمارهٔ ۲۹۰ - در هجو رشید وطواط خواجه موشی است زیر بر به کمین
- شمارهٔ ۲۹۱ - در تعریض بر بُندار رازی زین کلک من که سحر طرازی است راستین
- شمارهٔ ۲۹۲ لوریی گفت مرا در عرفات
- شمارهٔ ۲۹۳ به نسبت از تو پیمبر بنازد ای سید
- شمارهٔ ۲۹۴ - بالبدیهه در صفت خربزه خوان خسرو فلک مثال و در او
- شمارهٔ ۲۹۵ ای پور ز خاقانی اگر پند پذیری
- شمارهٔ ۲۹۶ خواجه بر استر رومی خر مصری میدید
- شمارهٔ ۲۹۷ زری که نقد جوانی است گم شد از کف عمر
- شمارهٔ ۲۹۸ - در مرثیهٔ فلکی شروانی عطسهٔ سحر حلال من فلکی بود
- شمارهٔ ۲۹۹ آبم ببرد بخت، بخ ای خفته بخت بخ
- شمارهٔ ۳۰۰ من که خاقانیم این مایه صفا یافتهام
متن اشعار به نقل از گنجور.