پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۸۸

کمین گشادن دهر و کمان کشیدن چرخ

برای چیست ندانی، برای کینهٔ من

ز نوک ناوک این ریمنِ خُماهَن فام

هزار چشمه چو ریماهن است سینهٔ من

من آفتابم سایه نیَم که گم کندم

چو گم کند به کف آرد دگر قرینهٔ من

نه نه به بحر درم بر فلک کمان نکشم

که سرنگون چو کمانه کند سفینهٔ من

اگر قناعت مال است گنج فقر منم

که بگذرد فلک و نگذرد خزینهٔ من

به دخل و خرج دلم بین بدان درست که هست

خراج هر دو جهان یک شبه هزینهٔ من

چو خاتم ار همه تن چشم شد دلم چه عجب

که حسبی الله نقش است بر نگینهٔ من

چو آبگینه دلی بشکنم به سنگ طمع

که جام جم کند ایام از آبگینهٔ من

به کلبتینم اگر سر جدا کنی چون شمع

نکوبد آهن سرد طمع گزینهٔ من

همای همت خاقانی سخن رانم

که هیچ خوشه نگردد برای چینهٔ من

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۹۰ - در هجو رشید وطواطخواجه موشی است زیر بر به کمین
  2. شمارهٔ ۲۹۱ - در تعریض بر بُندار رازیزین کلک من که سحر طرازی است راستین
  3. شمارهٔ ۲۹۲لوریی گفت مرا در عرفات
  4. شمارهٔ ۲۹۳به نسبت از تو پیمبر بنازد ای سید
  5. شمارهٔ ۲۹۴ - بالبدیهه در صفت خربزهخوان خسرو فلک مثال و در او
  6. شمارهٔ ۲۹۵ای پور ز خاقانی اگر پند پذیری
  7. شمارهٔ ۲۹۶خواجه بر استر رومی خر مصری می‌دید
  8. شمارهٔ ۲۹۷زری که نقد جوانی است گم شد از کف عمر
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.