پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۹۵

ای پور ز خاقانی اگر پند پذیری

زین پس نشود عالم خاک آبخور تو

خاک است تو را دایه از آن ترس که روزی

خون تو خورد دایهٔ بیدادگر تو

شیری که لبت خورد ز دایه چو شود خون

دایه خورد آن خون ز لب شیر خور تو

ناچار شود چهرهٔ تو پی سپر خاک

گر چهرهٔ خاک است کنون پی سپر تو

امروز غذای تو دهند از جگر خاک

فردا غذی خاک دهند از جگر تو

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۹۷زری که نقد جوانی است گم شد از کف عمر
  2. شمارهٔ ۲۹۸ - در مرثیهٔ فلکی شروانیعطسهٔ سحر حلال من فلکی بود
  3. شمارهٔ ۲۹۹آبم ببرد بخت، بخ ای خفته بخت بخ
  4. شمارهٔ ۳۰۰من که خاقانیم این مایه صفا یافته‌ام
  5. شمارهٔ ۳۰۱ - در حسرت عمر گذشتهگنج عمری داشتی خاقانیا
  6. شمارهٔ ۳۰۲دبیر ما به صفت روبه است گوا دم او
  7. شمارهٔ ۳۰۳ - در هجو رشید وطواطای بلخیَک سَقَط چه فرستی به شهر ما
  8. شمارهٔ ۳۰۴دیده از کار جهان دربسته به
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.