پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۹۸ - در مرثیهٔ فلکی شروانی

عطسهٔ سحر حلال من فلکی بود

بود به ده فن ز راز نُه فلک آگاه

زود فرو شد که عطسه دیر نماند

آه که کم عمر بود عطسهٔ من آه

جانش یکی عطسه داد و جسم بپرداخت

هم ملک الموت گفت یرحَمُک الله

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۰۰من که خاقانیم این مایه صفا یافته‌ام
  2. شمارهٔ ۳۰۱ - در حسرت عمر گذشتهگنج عمری داشتی خاقانیا
  3. شمارهٔ ۳۰۲دبیر ما به صفت روبه است گوا دم او
  4. شمارهٔ ۳۰۳ - در هجو رشید وطواطای بلخیَک سَقَط چه فرستی به شهر ما
  5. شمارهٔ ۳۰۴دیده از کار جهان دربسته به
  6. شمارهٔ ۳۰۵ - خاقانی برای دوستی اسب و این شعر را فرستادزهی عقد فرهنگیان را میانه
  7. شمارهٔ ۳۰۶راز دارم مرا ز دست مده
  8. شمارهٔ ۳۰۷بر در خواجه از تظلم خلق
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.