پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۳۰۵ - خاقانی برای دوستی اسب و این شعر را فرستاد

زهی عقد فرهنگیان را میانه

میان پیشت اصحاب فرهنگ بسته

علی رغم خورشید دست ضمیرت

حلی بر جبین شباهنگ بسته

چنان جادوی بخل را بسته جودت

که جادو زبان را به نیرنگ بسته

کفت عیسی‌آسا به اعجاز همت

تب آز را پیش از آهنگ بسته

دلت گوهر راز حق راست حقه

درون بس فراخ و سرش تنگ بسته

سراید نوای مدیح تو زهره

ببین گیسوی زلف در چنگ بسته

فلک چنگ پشت است و ساعات رگ‌ها

که رگ بیست‌وچار است بر چنگ بسته

فرستادمت اسب و دستار و جبه

ز مه طوق بر اسب شب‌رنگ بسته

سپید است دستار لیکن مُذَهّب

سیاه است جبه ولی رنگ بسته

به دستار و جبه خجل‌سارم از تو

درِ عفو مگذار چون سنگ بسته

مسیح آیتی من سلیمانت کردم

که بادی فرستادمت تنگ بسته

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۰۷بر در خواجه از تظلم خلق
  2. شمارهٔ ۳۰۸زهر است مرا غذای هر روزه
  3. شمارهٔ ۳۰۹هرچه امن و فراغت است و کفاف
  4. شمارهٔ ۳۱۰ای چرخ لاجوردی بس بوالعجب نمائی
  5. شمارهٔ ۳۱۱تو همه کاخ طرب سازی و خاقانی را
  6. شمارهٔ ۳۱۲پسر، خاندان را بود خانه‌دار
  7. شمارهٔ ۳۱۳نیک مردی کجاست خاقانی
  8. شمارهٔ ۳۱۴ - در شکایت از روزگاراهل دلی ز اهل روزگار نیابی
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.