پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۳۱۰

ای چرخ لاجوردی بس بوالعجب نمائی

کآیینهٔ خسان را زنگارها زدائی

هر ساعتم به نوعی درد کهن فزائی

چون من ز دست رفتم انگشت بر که خائی؟

بر سخته‌ای تمام تا چند برگرائی

دانسته‌ای عیارم تا چندم آزمائی؟

پیروزه‌وار یک دم بر یک صفت نپائی

تا چند خس پذیری؟ آخر نه کهربائی

خردم بسودی آخر در دور آسیائی

بی‌خردگی رها کن خردم چو جو چه سائی

چون صوفیان صورت در نیلگونْ وِطائی

لیک از صفت چو ایشان دور از صف صفائی

الحق کثیف رایی گرچه لطیف جایی

یکتا بر آن کسی کز طفلی بود دوتائی

آن کز دهانهٔ گاز خورد آب ناسزایی

بر زرّ بخت آن کس بخشی تو کیمیائی

از آفتاب دولت آن راست روشنایی

کو رخنه کرد روزن پشت از فراخنایی

خاقانیا نمانده است آب هنرنمائی

ای سوخته توانی که‌این خام کم درائی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۱۲پسر، خاندان را بود خانه‌دار
  2. شمارهٔ ۳۱۳نیک مردی کجاست خاقانی
  3. شمارهٔ ۳۱۴ - در شکایت از روزگاراهل دلی ز اهل روزگار نیابی
  4. شمارهٔ ۳۱۵مدح کریمان کنم، چرا نکنم لیک
  5. شمارهٔ ۳۱۶سر انگشت می‌رزد بی‌بی
  6. شمارهٔ ۳۱۷گر به دل آزاد بودمی چه غمستی
  7. شمارهٔ ۳۱۸کوهکن در عشق شیرین غیرتی گر داشتی
  8. شمارهٔ ۳۱۹یک مشت خاکی ارچه دربند کاخ و کوخی
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.