پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۳۱۶

سر انگشت می‌رزد بی‌بی

بر من انگشت می‌گزد بی‌بی

نای را دشمن است و دف را دوست

بر ره دف همی وزد بی‌بی

از پی یک نشان دوم جامه

لاجوردی همی رزد بی‌بی

آفتاب است و زهره می‌طلبد

در بر مه نمی‌خزد بی‌بی

صحن پانید حلقه می‌جوید

نیشکر هم نمی‌مزد بی‌بی

چشم بد دور نیک طباخ است

کآفتاب جهان سزد بی‌بی

نپزد هیچ قلیهٔ گزری

تابهٔ شلغمی پزد بی‌بی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۱۸کوهکن در عشق شیرین غیرتی گر داشتی
  2. شمارهٔ ۳۱۹یک مشت خاکی ارچه دربند کاخ و کوخی
  3. شمارهٔ ۳۲۰گفتی که سپاس کس مبر بیش
  4. شمارهٔ ۳۲۱ - شکرانهٔ صلت اسپهبد کیالواشیرای جهان داوری که دوران را
  5. شمارهٔ ۳۲۲اَبَر دستا ز بحر جود مرا
  6. شمارهٔ ۳۲۳نیست در موکب جهان مردی
  7. شمارهٔ ۳۲۴پاکا ملکا قدّ فلک را
  8. شمارهٔ ۳۲۵طبع روشن داشت خاقانی، حوادث تیره کرد
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.