پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۳۱۷

گر به دل آزاد بودمی چه غمستی

عقدهٔ سودا گشودمی چه غمستی

غم همه ز آن است کاشنای نیازم

گر نه نیاز آزمودمی چه غمستی

گر به مشامی که بوی آز شنودم

بوی قناعت شنودمی چه غمستی

تخم ادب کاشتم دریغ درودم

گر بر دولت درودمی چه غمستی

این که خرد را در ملوک نمودم

گر در عزلت نمودمی چه غمستی

بد گهران را ستودم از گهر طبع

گر گهری را ستودمی چه غمستی

سرمهٔ عیسی که خاک چشم حواری است

گر جهت خر نسودمی چه غمستی

گر ز پی ساز کار در الف آز

سین سلامت فزودمی چه غمستی

لاف پلنگی زنم و گرنه چو گربه

لقمهٔ دونان ربودمی چه غمستی

بخت غنود و به درد دل نغنودم

گر به فراقت غنودمی چه غمستی

گفتی خاقانیا به شاهد و میْ کوش

گر من ازین دست بودمی چه غمستی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۱۹یک مشت خاکی ارچه دربند کاخ و کوخی
  2. شمارهٔ ۳۲۰گفتی که سپاس کس مبر بیش
  3. شمارهٔ ۳۲۱ - شکرانهٔ صلت اسپهبد کیالواشیرای جهان داوری که دوران را
  4. شمارهٔ ۳۲۲اَبَر دستا ز بحر جود مرا
  5. شمارهٔ ۳۲۳نیست در موکب جهان مردی
  6. شمارهٔ ۳۲۴پاکا ملکا قدّ فلک را
  7. شمارهٔ ۳۲۵طبع روشن داشت خاقانی، حوادث تیره کرد
  8. شمارهٔ ۳۲۶اگر معزی و جاحظ به روزگار منندی
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.