پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۳۱۴ - در شکایت از روزگار

اهل دلی ز اهل روزگار نیابی

انس طلب چون کنی که یار نیابی

گر دگری ز اتفاق هم‌نفسی یافت

چون تو بجوئی به اختیار نیابی

خوش نفسی نیست بی‌گرانی کامروز

نافهٔ بی ثَرب در تتار نیابی

آینهٔ خاک تیره کار چه بینی

ز آینهٔ تیره نور کار نیابی

روز وفا آفتاب زرد گذشته است

شب خوشی از لطف روزگار نیابی

نقطهٔ کاری کناره کن که زره را

ساز جز از نقطهٔ کنار نیابی

بر سر بازار دهر خاک چه بیزی

کآخر ازین خاک جز غبار نیابی

دهر همانا که خاکبیزتر از توست

زآنکه دو نقدش به یک عیار نیابی

بگذر ازین آبگون پلی که فلک راست

کآب کرم را در او گذار نیابی

قاعده عمر زیر گنبد بی‌آب

گنبد آب است که‌استوار نیابی

دست طمع کفچه چون کنی که به هر دم

طعمی ازین چرخ کاسه‌وار نیابی

چرخ تهی کز پی فریب تو جنبد

کاسهٔ یوزه است که‌ش قرار نیابی

کشت کرم را نه خوشه ماند و نه دانه

کاهی ازین دو به کشت‌زار نیابی

خاک جگر تشنه را ز کاس کریمان

از نم جرعه امیدوار نیابی

جرعه بود یادگار کاس و بر این خاک

بوئی از آن جرعه یادگار نیابی

یاد تو خاقانیا ز داد چه سود است

کز ستم دهر زینهار نیابی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۱۶سر انگشت می‌رزد بی‌بی
  2. شمارهٔ ۳۱۷گر به دل آزاد بودمی چه غمستی
  3. شمارهٔ ۳۱۸کوهکن در عشق شیرین غیرتی گر داشتی
  4. شمارهٔ ۳۱۹یک مشت خاکی ارچه دربند کاخ و کوخی
  5. شمارهٔ ۳۲۰گفتی که سپاس کس مبر بیش
  6. شمارهٔ ۳۲۱ - شکرانهٔ صلت اسپهبد کیالواشیرای جهان داوری که دوران را
  7. شمارهٔ ۳۲۲اَبَر دستا ز بحر جود مرا
  8. شمارهٔ ۳۲۳نیست در موکب جهان مردی
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.