پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۳۰۶

راز دارم مرا ز دست مده

بی‌خودان را به خودپرست مده

نجده ساز از دل شکسته‌دلان

این چنین نجده را شکست مده

شست تو همت است و صید تو مال

صید بدهی رواست، شست مده

مهرهٔ مار بهر مار زده است

به کسی کز گزند رست مده

عافیت کیمیاست دولت خاک

کیمیا را به خاک پست مده

گنج معنی توراست خاقانی

شو کلیدش به هرکه هست مده

پایگه یافتی، به پای مزن

دستگه یافتی ز دست مده

میده تنها توراست تنها خور

به سگان ده، به هم‌نشست مده

شمع غیبی به پیش کور مسوز

تیغ عقلی به دست مست مده

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۰۸زهر است مرا غذای هر روزه
  2. شمارهٔ ۳۰۹هرچه امن و فراغت است و کفاف
  3. شمارهٔ ۳۱۰ای چرخ لاجوردی بس بوالعجب نمائی
  4. شمارهٔ ۳۱۱تو همه کاخ طرب سازی و خاقانی را
  5. شمارهٔ ۳۱۲پسر، خاندان را بود خانه‌دار
  6. شمارهٔ ۳۱۳نیک مردی کجاست خاقانی
  7. شمارهٔ ۳۱۴ - در شکایت از روزگاراهل دلی ز اهل روزگار نیابی
  8. شمارهٔ ۳۱۵مدح کریمان کنم، چرا نکنم لیک
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.