پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۳۰۳ - در هجو رشید وطواط

ای بلخیَک سَقَط چه فرستی به شهر ما

چندین سُقاطهٔ هوس افزای عقل کاه

آئی چو سیر کوبهٔ رازی به بانگ و نیست

جز بر دو گوپیازهٔ بلخیت دستگاه

دیگ هوس مپز که چو خوان مسیح هست

کس گوپیازهٔ تو نیارد به خوان شاه

بَد نثری و رسائل من دیده چند وقت

کژ نظمی و قصائد من خوانده چندگاه

زرنیخ زرد و نیل کبود تو را ببرد

گوگرد سرخ و مشک سیاه من آب و جاه

آری در آن دکان که مسیح است رنگرز

زرنیخ و نیل را نتوان داشت پیش گاه

سحر زبان سامری آسای من بخوان

وحی ضمیر موسوی اعجاز من بخواه

عقدی ببند ازین گهر آفتاب کان

دُرّی بدزد ازین صدف آسمان شناه

موی تو چون لعاب گوزنان شده سپید

دیوانت همچو چشم غزالان شده سیاه

باری ازین سپید و سیاه اعتبار گیر

یا در سیه سپید شب و روز کن نگاه

پس ...س نه‌ای و گرچه چو ...ر کلاه‌دار

کز دست جهل تو به در ...ن نهم کلاه

خاقانی و حقایق طبع تو و مجاز

اینجا مسیح و طوبی و آنجا خر و گیاه

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۰۵ - خاقانی برای دوستی اسب و این شعر را فرستادزهی عقد فرهنگیان را میانه
  2. شمارهٔ ۳۰۶راز دارم مرا ز دست مده
  3. شمارهٔ ۳۰۷بر در خواجه از تظلم خلق
  4. شمارهٔ ۳۰۸زهر است مرا غذای هر روزه
  5. شمارهٔ ۳۰۹هرچه امن و فراغت است و کفاف
  6. شمارهٔ ۳۱۰ای چرخ لاجوردی بس بوالعجب نمائی
  7. شمارهٔ ۳۱۱تو همه کاخ طرب سازی و خاقانی را
  8. شمارهٔ ۳۱۲پسر، خاندان را بود خانه‌دار
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.