پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۹۲

لوریی گفت مرا در عرفات

که می و بنگ نگیرم پس از این

گرچه زنگی لقبم بهر نشاط

عادت زنگ نگیرم پس از این

تو گوا باش که چو کردم حج

می گلرنگ نگیرم پس از این

توبه چون بیخ فرو برد به دل

شاخ هر شنگ نگیرم پس از این

دست سلطان خرد بوسه زدم

پای سرهنگ نگیرم پس از این

نامور تیغم با جوهر نور

ظلمت ننگ نگیرم پس از این

صیقل عقل جلا داد مرا

تا دگر زنگ نگیرم پس از این

شاهد دوست که‌ش افتاد جهان

در برش تنگ نگیرم پس از این

ناخن چنگ گرفتم که دگر

زلف در چنگ نگیرم پس از این

چنگ چون در رسن کعبه زدم

گیسوی چنگ نگیرم پس از این

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۹۴ - بالبدیهه در صفت خربزهخوان خسرو فلک مثال و در او
  2. شمارهٔ ۲۹۵ای پور ز خاقانی اگر پند پذیری
  3. شمارهٔ ۲۹۶خواجه بر استر رومی خر مصری می‌دید
  4. شمارهٔ ۲۹۷زری که نقد جوانی است گم شد از کف عمر
  5. شمارهٔ ۲۹۸ - در مرثیهٔ فلکی شروانیعطسهٔ سحر حلال من فلکی بود
  6. شمارهٔ ۲۹۹آبم ببرد بخت، بخ ای خفته بخت بخ
  7. شمارهٔ ۳۰۰من که خاقانیم این مایه صفا یافته‌ام
  8. شمارهٔ ۳۰۱ - در حسرت عمر گذشتهگنج عمری داشتی خاقانیا
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.