پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۸۲

منم سرآمد دوران که طبع من داند

چهار جوی جنان از پی جهان کندن

به من به جنبش همت توان رسید بلی

گهر چگونه توان یافت جز به کان کندن

هزار سال فلک جان کند نشیب و فراز

که چون منی به کف آرد مگر به جان کندن

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۸۴خیره کشا، بد کنشا، ظالما!
  2. شمارهٔ ۲۸۵تا ز شروان دورم اعدا راست آسایش چنانک
  3. شمارهٔ ۲۸۶شب رحیل چو کردم وداع شروان را
  4. شمارهٔ ۲۸۷منم که همچو کمان دستمال ترکانم
  5. شمارهٔ ۲۸۸کمین گشادن دهر و کمان کشیدن چرخ
  6. شمارهٔ ۲۸۹ - در هجوقسم تو ریاست از ریاست
  7. شمارهٔ ۲۹۰ - در هجو رشید وطواطخواجه موشی است زیر بر به کمین
  8. شمارهٔ ۲۹۱ - در تعریض بر بُندار رازیزین کلک من که سحر طرازی است راستین
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.