پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۷۰

خواجه بر من درِ نیکی دربست

چه کنم لب به بدی نگشایم

نیک بد گفتن من پیشه گرفت

تا به بد گفتن او پیش آیم

حاش لله که به بد گفتن کس

من سگ‌جان لب پاک آلایم

هرچه او بیشترم بنکوهد

من از آن بیشترش بستایم

او بدی گوید و او را شاید

من نکو گویم و آن را شایم

او به من جوهر خود بنموده است

من بدو گوهر خود بنمایم

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۷۲ز کام نهنگان برون آمدیم
  2. شمارهٔ ۲۷۳وقت آن است کز این دار فنا درگذریم
  3. شمارهٔ ۲۷۴در دو عالم کار ما داریم کز غم فارغیم
  4. شمارهٔ ۲۷۵تا حضرت عشق را ندیمیم
  5. شمارهٔ ۲۷۶ - در موعظههر که را من به مهر خواندم دوست
  6. شمارهٔ ۲۷۷بر اصفهان گذشتن من بود یک زمان
  7. شمارهٔ ۲۷۸ - در مدح عز‌الدین ابو عمراندبیران را منم استاد و میران را منم قُدوه
  8. شمارهٔ ۲۷۹یک روز بپرسید منوچهر ز سالار
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.