پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۷۶ - در موعظه

هر که را من به مهر خواندم دوست

چون دگر کس شناخت شد دشمن

چه پی دشمنان شود به خلاب

چه دم دوستان خورد به سخن

خواه با دشمن است سر در جیب

خواه با دوست پای در دامن

آب و آتش یکی است بر تن مشک

خواه آب آر و خواه آتش زن

از تنش بوی دشمنی آید

چون شود دوست آشنای دو تن

دوست از هر دو تن دو رنگ شود

دل از آن کو دو رنگ شد برکن

دوست که‌اول شناخت دشمن و دوست

شد چو عالم دو رنگ در هر فن

گه گه از خود هم آیدم غیرت

که بود دوست هم‌سرا با من

سایهٔ خویش هم نهان خواهم

چون شود سرو دوست سایه فکن

صد هزار است غیرتم بر دوست

آنچه یک غیرت آیدم بر زن

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۷۸ - در مدح عز‌الدین ابو عمراندبیران را منم استاد و میران را منم قُدوه
  2. شمارهٔ ۲۷۹یک روز بپرسید منوچهر ز سالار
  3. شمارهٔ ۲۸۰ز آل غانم اگرچه نفعی نیست
  4. شمارهٔ ۲۸۱از کمال توست خاقانی نه از نقصان که دهر
  5. شمارهٔ ۲۸۲منم سرآمد دوران که طبع من داند
  6. شمارهٔ ۲۸۳یارب ز حال محنت خاقانی آگهی
  7. شمارهٔ ۲۸۴خیره کشا، بد کنشا، ظالما!
  8. شمارهٔ ۲۸۵تا ز شروان دورم اعدا راست آسایش چنانک
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.