پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۷۲

ز کام نهنگان برون آمدیم

ز غرقاب دریای خون آمدیم

نه از بادیه بل ز طوفان نوح

به کشتی عصمت درون آمدیم

سه ماه از تمنای جنات عدن

به دست زبانی زبون آمدیم

سه ماهه سفر هست چل‌ساله رنج

که از تیه موسی برون آمدیم

به سگ‌جانی ار چون سکندر به طبع

در آن راه ظلمات‌گون آمدیم

چو خضر از سرچشمه خوردیم آب

هم الیاس را رهنمون آمدیم

ز غوغای زنگی‌دلان عرب

گریزان ندانی که چون آمدیم

از آن زاغ فعلان گه شبروی

ز صف کلنگان فزون آمدیم

ز خون خوردن و حبس جستیم عور

تو گوئی ز مادر کنون آمدیم

اگر سرنگون خوانده‌ای‌مان رواست

که  ما از رحم سرنگون آمدیم

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۷۴در دو عالم کار ما داریم کز غم فارغیم
  2. شمارهٔ ۲۷۵تا حضرت عشق را ندیمیم
  3. شمارهٔ ۲۷۶ - در موعظههر که را من به مهر خواندم دوست
  4. شمارهٔ ۲۷۷بر اصفهان گذشتن من بود یک زمان
  5. شمارهٔ ۲۷۸ - در مدح عز‌الدین ابو عمراندبیران را منم استاد و میران را منم قُدوه
  6. شمارهٔ ۲۷۹یک روز بپرسید منوچهر ز سالار
  7. شمارهٔ ۲۸۰ز آل غانم اگرچه نفعی نیست
  8. شمارهٔ ۲۸۱از کمال توست خاقانی نه از نقصان که دهر
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.