پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۵۲ - در شکر ایادی و انعام رئیس شمس الدین والی ارجیش

رفیقا شناسی که من ز اهل شروان

نه از بیم جان در شما می‌گریزم

خطائی نکردم به‌حمدالله آنجا

که اینجا ز بیم خطا می‌گریزم

چه خوش گفت سالار موران که با جم

نکردم بدی زو چرا می‌گریزم

ز بهر فراغت سفر می‌گزینم

پی نزهت اندر فضا می‌گریزم

مرا زحمت صادر و وارد آنجا

عنا می‌نمود از عنا می‌گریزم

قضا هم ز داغ فراق عزیزان

دلم سوخت هم زان قضا می‌گریزم

دلی بودم از غم چو سیماب لرزان

چو سیماب از آن جابجا می‌گریزم

به تبریز هم پای‌بند عیالم

از آن پای‌بند بلا می‌گریزم

ز تبریز چون سوی ارمن بیایم

هم از ظلمتی در ضیا می‌گریزم

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۵۴فلک خاک در میر است و من هم
  2. شمارهٔ ۲۵۵ - در طیبتمن این دو لفظ مثل سازم از کلام عوام
  3. شمارهٔ ۲۵۶ - در مرثیهٔ عماد الدینبا دلم چشم از نهان می‌گفت کز مرگ عماد
  4. شمارهٔ ۲۵۷منم که یک رگ جانم هزار بازوی خون راند
  5. شمارهٔ ۲۵۸چون جاه پدید آرد دشمن که بد اندیشد
  6. شمارهٔ ۲۵۹خواجه بد گویدم معاذ‌الله
  7. شمارهٔ ۲۶۰من که خاقانیم به هیچ بدی
  8. شمارهٔ ۲۶۱ - در مرثیهٔ اهل بیت خودبر درد دل دوا چه بود تا من آن کنم
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.