پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۵۴

فلک خاک در میر است و من هم

از آن مدحش به آب زر نویسم

عمادالدوله اریاریط کو را

نه به‌طریق اجل قیصر نویسم

بسا منت که اسکندر پذیرد

اگرنه قیصر اسکندر نویسم

دلش مومی است ارچه نیست مؤمن

بر آهن نام او حیدر نویسم

چو کردم خانهٔ دل وقف مهرش

خط مهر ابد بر در نویسم

چو نامم بر برادر خواندگی خواند

خراج خویش بر قیصر نویسم

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۵۶ - در مرثیهٔ عماد الدینبا دلم چشم از نهان می‌گفت کز مرگ عماد
  2. شمارهٔ ۲۵۷منم که یک رگ جانم هزار بازوی خون راند
  3. شمارهٔ ۲۵۸چون جاه پدید آرد دشمن که بد اندیشد
  4. شمارهٔ ۲۵۹خواجه بد گویدم معاذ‌الله
  5. شمارهٔ ۲۶۰من که خاقانیم به هیچ بدی
  6. شمارهٔ ۲۶۱ - در مرثیهٔ اهل بیت خودبر درد دل دوا چه بود تا من آن کنم
  7. شمارهٔ ۲۶۲هست او سیاه چرده و من هم سپید سر
  8. شمارهٔ ۲۶۳آنچه افتاد چند بار مرا
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.