پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۵۵ - در طیبت

من این دو لفظ مثل سازم از کلام عوام

به قوت آنکه ز هر شوخ چشمم آید خشم

که مرد را رگ چشم است بسته بر رگ کون

که چون برید رگ کون بریده شد رگ چشم

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۵۷منم که یک رگ جانم هزار بازوی خون راند
  2. شمارهٔ ۲۵۸چون جاه پدید آرد دشمن که بد اندیشد
  3. شمارهٔ ۲۵۹خواجه بد گویدم معاذ‌الله
  4. شمارهٔ ۲۶۰من که خاقانیم به هیچ بدی
  5. شمارهٔ ۲۶۱ - در مرثیهٔ اهل بیت خودبر درد دل دوا چه بود تا من آن کنم
  6. شمارهٔ ۲۶۲هست او سیاه چرده و من هم سپید سر
  7. شمارهٔ ۲۶۳آنچه افتاد چند بار مرا
  8. شمارهٔ ۲۶۴به خدائی که در خدائی او
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.