پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۶۰

من که خاقانیم به هیچ بدی

بد نخواهم که اوست یزدانم

پس به نیکان کجا بد اندیشم

سر ز سنت چگونه گردانم

گر ضمیرم به هیچ کافر بد

بد سگالید نامسلمانم

عادت این داشتم به طفلی باز

که به‌رنجم ولی نرنجانم

خود برنجم گرم برنجانند

که ز رنج آفریده شد جانم

کوه را که‌اصل او هم از سنگ است

بشکند زخم سنگ، من آنم

همه رنج من از وجود من است

لاجرم زین وجود نالانم

من هم از باد سر به درد سرم

ابرم، از باد باشد افغانم

همچو خاکم سزد که خوار کنند

آن عزیزان که خاک ایشانم

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۶۲هست او سیاه چرده و من هم سپید سر
  2. شمارهٔ ۲۶۳آنچه افتاد چند بار مرا
  3. شمارهٔ ۲۶۴به خدائی که در خدائی او
  4. شمارهٔ ۲۶۵منکوب طبعم آوخ و منکوس طالعم
  5. شمارهٔ ۲۶۶ - در شکر انعام رئیس شمس الدیندی فرد و خفته بخت سوی ارمن آمدم
  6. شمارهٔ ۲۶۷خاقانیا نجات مخواه و شفا مبین
  7. شمارهٔ ۲۶۸ - در هجو رشید وطواطاین غَر غَرچه جغد دمن است
  8. شمارهٔ ۲۶۹چشم خونین همه شب قامت شب پیمایم
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.