پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۶۷

خاقانیا نجات مخواه و شفا مبین

که‌آرَد شفات علت و زاید نجات، بیم

کاندر شفاست عارضهٔ هر سپید کار

واندر نجات مهلکهٔ هر سیه گلیم

خواهی نجات مهلکه منگر نجات بیش

خواهی شفای عارضه مشنو شفا مقیم

نفی نجات کن که نجاتی است بس خطر

دور از شفا نشین که شفائی است بس سقیم

رو که‌این شفا شفاجُرُف است از سَقَر تو را

آن را شفا مخوان که شقائی است بس عظیم

قرآن شفا شناس که حبلی است بس متین

سنت نجات دان که صراطی است مستقیم

تا زین نجات جا طلبی در ره نجات

جنات‌بان نه جات دهد نه ره سلیم

از حق رضا طلب که شفائی است آن بزرگ

وز دین حدیث ران که نجاتی است آن قدیم

ترسم تو بس نجات تو و درد تو شفاست

ناجی راستی شوی ای باژگونه تیم

راه ابتدا خدای نماید پس انبیا

زر اول آفتاب دهد پس کف کریم

دریا به دست ابر به طفلانِ مهدِ خاک

شیر کرم فرستد او یا دُر یتیم

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۶۹چشم خونین همه شب قامت شب پیمایم
  2. شمارهٔ ۲۷۰خواجه بر من درِ نیکی دربست
  3. شمارهٔ ۲۷۱کو نُزل عاشقان که به منزل رسیده‌ایم
  4. شمارهٔ ۲۷۲ز کام نهنگان برون آمدیم
  5. شمارهٔ ۲۷۳وقت آن است کز این دار فنا درگذریم
  6. شمارهٔ ۲۷۴در دو عالم کار ما داریم کز غم فارغیم
  7. شمارهٔ ۲۷۵تا حضرت عشق را ندیمیم
  8. شمارهٔ ۲۷۶ - در موعظههر که را من به مهر خواندم دوست
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.