پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۵۳

نه سیل است طوفان نوح است ویحک

من از نوح طوفان سخا می‌گریزم

ز ارجیش ز انعام صدر ریاست

ز فرط حیا بر ملا می‌گریزم

چو سیمرغ از آشیان سلیمان

سوی کوه قاف از حیا می‌گریزم

همه الغریق الغریق است بانگم

که من غرقه‌ام در شنا می‌گریزم

نمی‌خواستم رفت ز ارمن ولیکن

ز طوفان بی‌منتها می‌گریزم

خجل سارم از بس نوا و نوالش

کنون زان نوال و نوا می‌گریزم

به فریادم از بس عطای شگرفش

علی‌الله زنان از عطا می‌گریزم

رئیسم ز سیل سخا کرد غرقه

چو موران ز سیل سخا می‌گریزم

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۵۵ - در طیبتمن این دو لفظ مثل سازم از کلام عوام
  2. شمارهٔ ۲۵۶ - در مرثیهٔ عماد الدینبا دلم چشم از نهان می‌گفت کز مرگ عماد
  3. شمارهٔ ۲۵۷منم که یک رگ جانم هزار بازوی خون راند
  4. شمارهٔ ۲۵۸چون جاه پدید آرد دشمن که بد اندیشد
  5. شمارهٔ ۲۵۹خواجه بد گویدم معاذ‌الله
  6. شمارهٔ ۲۶۰من که خاقانیم به هیچ بدی
  7. شمارهٔ ۲۶۱ - در مرثیهٔ اهل بیت خودبر درد دل دوا چه بود تا من آن کنم
  8. شمارهٔ ۲۶۲هست او سیاه چرده و من هم سپید سر
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.