پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۴۴

از عزیزان سؤال دل کردم

هیچ شافی جواب نشنیدم

جز دو حرف نبشته صورت دل

معنی دل به خواب نشنیدم

دیدم آری هزار جنس طلب

لیک یک جنس‌یاب نشنیدم

کشت امید زرد دیدم لیک

وعدهٔ فتح باب نشنیدم

یک خروش خروس صبح کرم

زین خراس خراب نشنیدم

عشوهٔ صبح کاذب است کز او

خبر آفتاب نشنیدم

هرچه جستم ز سفله صدق سحاب

جز دروغ سراب نشنیدم

خنجر برق و کوس رعد بسی است

جوش جیش سحاب نشنیدم

همه عالم گرفت ننگ نفاق

نام اخلاص ناب نشنیدم

همه مردم دروغ‌زن دیدم

راست از هیچ باب نشنیدم

سیبوی گفت من به معنی نحو

یک خطا در خطاب نشنیدم

من به معنی صدق می‌گویم

که ز یک کس صواب نشنیدم

جوی امید رفت خاقانی

لیک ازو بانگ آب نشنیدم

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۴۶آن به من می‌رسد ز سختی و رنج
  2. شمارهٔ ۲۴۷ - در مرثیهٔ عمدة الدین محمد بن اسعد از ائمهٔ شافعیهدر دهر سیه سپیدم افکند
  3. شمارهٔ ۲۴۸ - در مرثیهٔ عمدة الدینفرزند بمرد و مقتدا هم
  4. شمارهٔ ۲۴۹برد بیرون مرا ز ظلمت شک
  5. شمارهٔ ۲۵۰دلی داشتم وقتی، اکنون ندارم
  6. شمارهٔ ۲۵۱غم عمری که شد چرا نخورم
  7. شمارهٔ ۲۵۲ - در شکر ایادی و انعام رئیس شمس الدین والی ارجیشرفیقا شناسی که من ز اهل شروان
  8. شمارهٔ ۲۵۳نه سیل است طوفان نوح است ویحک
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.