پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۵۰

دلی داشتم وقتی، اکنون ندارم

چه پرسی ز من حال دل چون ندارم

غریق دو طوفانم از دیده تا لب

ز خونابِ این دل که‌اکنون ندارم

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۵۲ - در شکر ایادی و انعام رئیس شمس الدین والی ارجیشرفیقا شناسی که من ز اهل شروان
  2. شمارهٔ ۲۵۳نه سیل است طوفان نوح است ویحک
  3. شمارهٔ ۲۵۴فلک خاک در میر است و من هم
  4. شمارهٔ ۲۵۵ - در طیبتمن این دو لفظ مثل سازم از کلام عوام
  5. شمارهٔ ۲۵۶ - در مرثیهٔ عماد الدینبا دلم چشم از نهان می‌گفت کز مرگ عماد
  6. شمارهٔ ۲۵۷منم که یک رگ جانم هزار بازوی خون راند
  7. شمارهٔ ۲۵۸چون جاه پدید آرد دشمن که بد اندیشد
  8. شمارهٔ ۲۵۹خواجه بد گویدم معاذ‌الله
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.