پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۴۳ - در مرثیهٔ رشید الدین فرزند خود

پسر داشتم چون بلند آفتابی

ز ناگه به تاری مغاکش سپردم

به درد پسر مادرش چون فروشد

به خاک آن تن دردناکش سپردم

یکی بکر چون دختر نعش بودم

به روشن‌دلی چون سماکش سپردم

چو دختر سپردم به داماد گفتم

که گنج زر است این به خاکش سپردم

بماندم من و ماند عبدالمجیدی

ودیعت به یزدان پاکش سپردم

اگر کس نباشد پناهش به شروان

پناهش بس است آن خدا که‌ش سپردم

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۴۵ - در مرثیهٔ جمال الدین اصفهانی وزیر صاحب موصل و وحید الدین عموی خودجمال شاه سخا بود و بود تاج سرم
  2. شمارهٔ ۲۴۶آن به من می‌رسد ز سختی و رنج
  3. شمارهٔ ۲۴۷ - در مرثیهٔ عمدة الدین محمد بن اسعد از ائمهٔ شافعیهدر دهر سیه سپیدم افکند
  4. شمارهٔ ۲۴۸ - در مرثیهٔ عمدة الدینفرزند بمرد و مقتدا هم
  5. شمارهٔ ۲۴۹برد بیرون مرا ز ظلمت شک
  6. شمارهٔ ۲۵۰دلی داشتم وقتی، اکنون ندارم
  7. شمارهٔ ۲۵۱غم عمری که شد چرا نخورم
  8. شمارهٔ ۲۵۲ - در شکر ایادی و انعام رئیس شمس الدین والی ارجیشرفیقا شناسی که من ز اهل شروان
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.