پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۲۴۵ - در مرثیهٔ جمال الدین اصفهانی وزیر صاحب موصل و وحید الدین عموی خود

جمال شاه سخا بود و بود تاج سرم

وحید گنج هنر بود و بود عم به سرم

به سوی این دو یگانه به موصل و شروان

دلی است معتکف و همتی است بر حذرم

هنر بدرد ز دندان تیز سین سخا

دلم درید و بخائید گوشهٔ جگرم

سخا بمرد و مرا هرکه دید از غم و درد

گریست بر من و حالم، چو دید در به درم

منم غریق غم و اندهان که در شب و روز

غم جمال برم و انده وحید خورم

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۴۷ - در مرثیهٔ عمدة الدین محمد بن اسعد از ائمهٔ شافعیهدر دهر سیه سپیدم افکند
  2. شمارهٔ ۲۴۸ - در مرثیهٔ عمدة الدینفرزند بمرد و مقتدا هم
  3. شمارهٔ ۲۴۹برد بیرون مرا ز ظلمت شک
  4. شمارهٔ ۲۵۰دلی داشتم وقتی، اکنون ندارم
  5. شمارهٔ ۲۵۱غم عمری که شد چرا نخورم
  6. شمارهٔ ۲۵۲ - در شکر ایادی و انعام رئیس شمس الدین والی ارجیشرفیقا شناسی که من ز اهل شروان
  7. شمارهٔ ۲۵۳نه سیل است طوفان نوح است ویحک
  8. شمارهٔ ۲۵۴فلک خاک در میر است و من هم
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.