فهرست اشعار
- شمارهٔ ۳۰۱ - در حسرت عمر گذشته گنج عمری داشتی خاقانیا
- شمارهٔ ۳۰۲ دبیر ما به صفت روبه است گوا دم او
- شمارهٔ ۳۰۳ - در هجو رشید وطواط ای بلخیَک سَقَط چه فرستی به شهر ما
- شمارهٔ ۳۰۴ دیده از کار جهان دربسته به
- شمارهٔ ۳۰۵ - خاقانی برای دوستی اسب و این شعر را فرستاد زهی عقد فرهنگیان را میانه
- شمارهٔ ۳۰۶ راز دارم مرا ز دست مده
- شمارهٔ ۳۰۷ بر در خواجه از تظلم خلق
- شمارهٔ ۳۰۸ زهر است مرا غذای هر روزه
- شمارهٔ ۳۰۹ هرچه امن و فراغت است و کفاف
- شمارهٔ ۳۱۰ ای چرخ لاجوردی بس بوالعجب نمائی
- شمارهٔ ۳۱۱ تو همه کاخ طرب سازی و خاقانی را
- شمارهٔ ۳۱۲ پسر، خاندان را بود خانهدار
- شمارهٔ ۳۱۳ نیک مردی کجاست خاقانی
- شمارهٔ ۳۱۴ - در شکایت از روزگار اهل دلی ز اهل روزگار نیابی
- شمارهٔ ۳۱۵ مدح کریمان کنم، چرا نکنم لیک
- شمارهٔ ۳۱۶ سر انگشت میرزد بیبی
- شمارهٔ ۳۱۷ گر به دل آزاد بودمی چه غمستی
- شمارهٔ ۳۱۸ کوهکن در عشق شیرین غیرتی گر داشتی
- شمارهٔ ۳۱۹ یک مشت خاکی ارچه دربند کاخ و کوخی
- شمارهٔ ۳۲۰ گفتی که سپاس کس مبر بیش
- شمارهٔ ۳۲۱ - شکرانهٔ صلت اسپهبد کیالواشیر ای جهان داوری که دوران را
- شمارهٔ ۳۲۲ اَبَر دستا ز بحر جود مرا
- شمارهٔ ۳۲۳ نیست در موکب جهان مردی
- شمارهٔ ۳۲۴ پاکا ملکا قدّ فلک را
- شمارهٔ ۳۲۵ طبع روشن داشت خاقانی، حوادث تیره کرد
- شمارهٔ ۳۲۶ اگر معزی و جاحظ به روزگار منندی
- شمارهٔ ۳۲۷ گر دیده یک اهل دیده بودی
- شمارهٔ ۳۲۸ - در مدح عز الدین امیر یوسف سپه سالار چون یوسف سپهر چهارم ز چاه دی
- شمارهٔ ۳۲۹ - در مدح علاء الدین اتسز شاه خوارزم آفاق زیر خاتم خوارزم شاهی اَست
- شمارهٔ ۳۳۰ کیست ز اهل زمانه خاقانی
- شمارهٔ ۳۳۱ رو که سوی راستی بسیج نداری
- شمارهٔ ۳۳۲ - در جواب مردی سروده که عنصری را بر او ترجیح داده است به تعریض گفتی که خاقانیا
- شمارهٔ ۳۳۳ صدرا تو را جلالت اسکندر است لیک
- شمارهٔ ۳۳۴ - شعر قاضی تنوخی رضیت بما قسم الله لی
- شمارهٔ ۳۳۵ - در حماسه و مدح خود شاعر مُفلِق منم، خوان معانی مراست
- شمارهٔ ۳۳۶ بس کن از سودای خوبان داشتن خاقانیا
- شمارهٔ ۳۳۷ - در نکوهش بغداد ای باغ داد و بیضهٔ بغداد مرحبا
- شمارهٔ ۳۳۸ دی شبانگه به غلط تا به لب دجله شدم
- شمارهٔ ۳۳۹ ای بزم تو فروخته رایات خرمی
- شمارهٔ ۳۴۰ - در مرثیهٔ اسپهبد کیالواشیر چراغ کیان کشته شد کاش من
- شمارهٔ ۳۴۱ خاقانیا! مسیح دما! زین خراس دهر
- شمارهٔ ۳۴۲ باور نکردمی که رسد کوه سوی کوه
- شمارهٔ ۳۴۳ گر از غم خلاصی طلب کردمی
- شمارهٔ ۳۴۴ عالمی بس دیو رای است ارنه من
- شمارهٔ ۳۴۵ اهل بایستی که جان افشاندمی
- شمارهٔ ۳۴۶ - در مرثیهٔ اهل بیت خود چشمهٔ خون ز دلم شیفتهتر کس را نی
- شمارهٔ ۳۴۷ - در هجو رشید الدین وطواط رشیدکا ز تهی مغزی و سبک خردی
- شمارهٔ ۳۴۸ - در مرثیهٔ سلطان شرق گویند کز تبی ملک الشرق درگذشت
- شمارهٔ ۳۴۹ صانعا شکر تو واجب شمرم
- شمارهٔ ۳۵۰ ز آب سخن بحر ارجیش را من
- شمارهٔ ۳۵۱ - در هزل اهل بغداد را زنان بینی
- شمارهٔ ۳۵۲ خاقانیا فرو خوان اسرار آفرینش
- شمارهٔ ۳۵۳ - در ترک شهوترانی آب شهوت مریز خاقانی
- شمارهٔ ۳۵۴ صبح کرم و وفا فرو شد
- شمارهٔ ۳۵۵ مِرفَق دهم به حضرت صاحب قصیدهای
- شمارهٔ ۳۵۶ می تا خط جام آر به رنگ لب دلجوی
- شمارهٔ ۳۵۷ خاقانیا ز خدمت شاهان کران طلب
- شمارهٔ ۳۵۸ خاقانی است بلبل عنقا سخن ولی
- شمارهٔ ۳۵۹ بس کن خاقانیا ز مدحت دونان
- شمارهٔ ۳۶۰ - در هجو یکی از وزرای شروانشاه اِی ظُلْمِ تو، مُخَرِّبِ مُلْکِ یَزیدیان
متن اشعار به نقل از گنجور.