پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۳۴۰ - در مرثیهٔ اسپهبد کیالواشیر

چراغ کیان کشته شد کاش من

به مرگش چراغ سخن کشتمی

گرم قوتستی چراغ فلک

به آسیب یک دم زدن کشتمی

گرم دست رفتی به شمشیر صبح

اجل را به دست زَمن کشتمی

سلیمان چو شد کشتهٔ اهرمن

مدد بایدم که‌اهرمن کشتمی

به مازندرانم ظفر بایدی

که دیوانش را تن به تن کشتمی

چو شیرین تن خویشتن را به تیغ

پس از خسرو تیغ زن کشتمی

اگر با صفهود وفا کردمی

به هجران او خویشتن کشتمی

اگر حق مهرش به جای آرمی

طرب را چو گل در چمن کشتمی

دل و دیده بر دست بنهادمی

چو سیماب از آب دهن کشتمی

عروسان خاطر دهندی رضا

که چون شمعشان در لگن کشتمی

هم او را از آن حاصلی نیستی

وگر خویشتن در حزن کشتمی

رفیقا مکش خویشتن در فراق

که گر شایدی کشت من کشتمی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۴۲باور نکردمی که رسد کوه سوی کوه
  2. شمارهٔ ۳۴۳گر از غم خلاصی طلب کردمی
  3. شمارهٔ ۳۴۴عالمی بس دیو رای است ارنه من
  4. شمارهٔ ۳۴۵اهل بایستی که جان افشاندمی
  5. شمارهٔ ۳۴۶ - در مرثیهٔ اهل بیت خودچشمهٔ خون ز دلم شیفته‌تر کس را نی
  6. شمارهٔ ۳۴۷ - در هجو رشید الدین وطواطرشیدکا ز تهی مغزی و سبک خردی
  7. شمارهٔ ۳۴۸ - در مرثیهٔ سلطان شرقگویند کز تبی ملک الشرق درگذشت
  8. شمارهٔ ۳۴۹صانعا شکر تو واجب شمرم
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.