پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۳۴۷ - در هجو رشید الدین وطواط

رشیدکا ز تهی مغزی و سبک خردی

به زیر پوست همی دان که بس گران جانی

گه شناس قبول از دَبور بی‌خبری

گه تمیز قبل از دُبُر نمی‌دانی

سخنت را نه عبارت لطیف و نه معنی

عروس زشت و حلی دون و لاف لامانی

زنی به سخره برآمد به بام گلخن و گفت

که دور چشم بد از کاخ من به ویرانی

سخنت بلخی و معنیش گیر خوارزمی

ز بلخی آخر تفسیر این سخن دانی

گرفتمت که هزاران متاع ازین سان هست

کدام حیله کنی تا فروخت بتوانی

حدیث بوزنه خواندی و رشم گرد ناو

چو طیره گشت کفایت ده خراسانی

چه گفت بوزنه را گفت: کون دریده زنا

برای رشم فروشیت کو زبان دانی

زبان بران زمانه به گشتن‌اند، مگوی

که در زمانه منم هم‌زبان خاقانی

سقاطه‌های تو آن است و شعر من این است

به تو چه مانم؟ ویحک به من چه می‌مانی

قیاس خویش به من کردن احمقی باشد

که ابن اربدی امروز تو نه حسانی

دلیل حمق تو طعن تو در سنائی بس

که احمقی است سر کرده‌های شیطانی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۴۹صانعا شکر تو واجب شمرم
  2. شمارهٔ ۳۵۰ز آب سخن بحر ارجیش را من
  3. شمارهٔ ۳۵۱ - در هزلاهل بغداد را زنان بینی
  4. شمارهٔ ۳۵۲خاقانیا فرو خوان اسرار آفرینش
  5. شمارهٔ ۳۵۳ - در ترک شهوترانیآب شهوت مریز خاقانی
  6. شمارهٔ ۳۵۴صبح کرم و وفا فرو شد
  7. شمارهٔ ۳۵۵مِرفَق دهم به حضرت صاحب قصیده‌ای
  8. شمارهٔ ۳۵۶می تا خط جام آر به رنگ لب دل‌جوی
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.