پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۳۴۹

صانعا شکر تو واجب شمرم

که وجود همه ممکن تو کنی

کائنا من کان خاک در توست

که زخاک این همه کائن تو کنی

گرچه از وجه عدم عین وجود

نتوان کرد ولیکن تو کنی

دل خاقانی اگر کوه غم است

هم در آن کوه معاون تو کنی

تو خزائن نهی اندر نفسش

وز صفا مهر خزائن تو کنی

گر حسودانش مساوی گویند

آن مساویش محاسن تو کنی

امن و بیم از تو همی دارد و بس

که تو سوزانی و ساکن تو کنی

ور ره امن تو پیش آری هم

در ره بیم هم ایمن تو کنی

طاعنان خسته دلش می‌دارند

خار در دیدهٔ طاعن تو کنی

تاج بر فرق محمد تو نهی

خاک بر تارک کاهن تو کنی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۵۱ - در هزلاهل بغداد را زنان بینی
  2. شمارهٔ ۳۵۲خاقانیا فرو خوان اسرار آفرینش
  3. شمارهٔ ۳۵۳ - در ترک شهوترانیآب شهوت مریز خاقانی
  4. شمارهٔ ۳۵۴صبح کرم و وفا فرو شد
  5. شمارهٔ ۳۵۵مِرفَق دهم به حضرت صاحب قصیده‌ای
  6. شمارهٔ ۳۵۶می تا خط جام آر به رنگ لب دل‌جوی
  7. شمارهٔ ۳۵۷خاقانیا ز خدمت شاهان کران طلب
  8. شمارهٔ ۳۵۸خاقانی است بلبل عنقا سخن ولی
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.