پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۳۴۱

خاقانیا! مسیح دما! زین خراس دهر

نانت جوین چراست سخن‌هات گندمی

مردی، چرا شوی به در عامه طفل‌وار

شیری، چرا کنی ز سر لابه سگ دمی

درگاه حق شناس که دنیا ز پس دود

بشنو ندای حق سوی دنیا که اخدمی

مردم مجوی و یار مخواه از جهان که هست

یاری و مردمی همه ماری و کژدمی

چون هر دو میم مردمه در خط کاتبان

کو راست هر دو مردمک چشم مردمی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۴۳گر از غم خلاصی طلب کردمی
  2. شمارهٔ ۳۴۴عالمی بس دیو رای است ارنه من
  3. شمارهٔ ۳۴۵اهل بایستی که جان افشاندمی
  4. شمارهٔ ۳۴۶ - در مرثیهٔ اهل بیت خودچشمهٔ خون ز دلم شیفته‌تر کس را نی
  5. شمارهٔ ۳۴۷ - در هجو رشید الدین وطواطرشیدکا ز تهی مغزی و سبک خردی
  6. شمارهٔ ۳۴۸ - در مرثیهٔ سلطان شرقگویند کز تبی ملک الشرق درگذشت
  7. شمارهٔ ۳۴۹صانعا شکر تو واجب شمرم
  8. شمارهٔ ۳۵۰ز آب سخن بحر ارجیش را من
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.